تحلیل انتقادی گفتمان چند وجهی در نقاشی معاصر ایران (نمونه مورد مطالعه: مجموعه دگردیسی اثر محمود سبزی)
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی، گروه آموزش هنر، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی: 14665-889، تهران، ایران.
doi
10.22059/jsal.2025.379974.666328چکیده
تحلیل معاصر هنری به جای تمرکز بر اثر به عنوان یک شئ منحصر به فرد، به سمت تفسیر و تبین فضاهای تولید، ارائه و دریافت آثار سوق پیدا کرده است؛ به این ترتیب نمایان ساختن فرآیند بر تحلیل صرف آثار غلبه یافته است. درنظر گرفتن وجه زبانی به کار رفته در خلق و ارائه اثر در خوانش آن، میتواند بخشی از این پروسه را آشکار سازد. لایههای زبانی در دورههای مختلف تاریخ هنر و به علتهای گوناگون با لایههای تصویری همنشین شدهاند؛ اما امروزه این آمیختگیها نظم گفتمانی متفاوتی نسبت به گذشته را سامان بخشیده و ساختاربندی تازهای را شکل میدهد. مطالعه ارتباط گفتمانهای دو وجهی زبانی و تصویری با یکدیگر و با بافت اجتماعی و فرهنگیشان، چگونگی صورتبندی آن را نشان خواهد داد. مقاله با هدف واکاوی ارتباط میان زبان نوشتاری در نقاشی معاصر ایران و عمل اجتماعی به این سوال پاسخ می دهد که: پیوند میان کاربرد زبان و پرکتیس اجتماعی در چه عواملی نهفته است؟ استفاده از وجه زبانی در هنر معاصر ایران طیف گسترهای از ابزاری مفهومی تا ابژهای به مثابه نشانه فرهنگی را شامل میشود. با توصیف ظاهر وجهها در نمونه مورد مطالعه از منظر تحلیل انتقادی این نوع از گفتمان، جان مایه آثار تقابل شرق/غرب تفسیر شده و عناصر ایدئولوژیک دانش زمینهای به کار رفته در خلق و ارائه آثار، پیش فرضهای هویتی داده شده تبیین شد. و تأثیرات این نوع از گفتمان آمیخته بیش از آنکه خلاقانه روابط از پیش موجود را دگرگون سازد، به حفظ، تکثیر و همگن سازی منجر شده است.