شاهدانِ خاموشِ تاریخ - گردش ادبیات در حجرههای مذهبی کردستان-
نویسندگان
1 گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران
2 گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jsal.2025.390276.666361چکیده
سایهی سیاست، همواره بر ادبیات در کُردستان سنگینی میکند، بهگونهای که پرداختن به جهان درونیِ آفرینش-های ادبی، مغفول ماندهاست. مسالهی پژوهشِ حاضر مبنی بر یک انتقاد دو سویه، به نحوهی اندیشیدن، پیرامون ادبیات و نسبتِ آن با تاریخ و سیاست تنظیم شدهاست. نگریستن به ادبیات از منظر رژیمِ بازنمودی، ملیتی یا طبقاتی، یکی از این سایهها است؛ و پس راندن ادبیات کلاسیکِ قرن نوزدهمی به ساحتِ رمانتیک و پیشاسیاسی، سایهی دیگری از آن. هدفِ پژوهش، پس زدنِ این سایههای «صرفاً» سیاسی، و پرداختن به سیاستِ خوداندیشی است که ادبیاتِ کلاسیک، در نسبتِ با تاریخ إعمال میکند. بنیامین، تامپسون و رانسیر در تقاطعِ تاریخ و ادبیات، منظومهای از مفاهیم را در اختیار ما قرار میدهند تا نگاهِ بازنمودی به ادبیات و نسبتِ انعکاسیاش با تاریخ را کنار بگذاریم. بر مبنای تاریخنگاریِ درونماندگارِ «ذهنیتها» در دو سطح به ادبیاتِ کلاسیک (مکاتبهای شاعرانه) پرداختیم. در سطح اول، ردپای حسِ مشترکی را دنبال کردیم که در حجرههای دینی نهایتاً در قالب ادبیات متبلور میشود، در سطح دوم هم تاریخیتِ شاعرانهی حکشده در دل این ادبیات را بازخوانی نمودیم. دغدغهی این ادبیات نهتنها غیرسیاسی نیست، بلکه بهمثابه سنتی خاموش و زیرزمینی؛ لحظهای استتیکی و رمانتیسیستی، همواره مکانی گفتاری، برای خواستِ رهاییِ پس از خود بودهاست.