از ناصری تا اهواز؛ بازخوانی تجربۀ تجدد در یک شهر ایرانی عصر قاجار

نویسندگان

1 استادیار، دانشکده عمران و معماری، دانشگاه شهید چمران اهواز

2 استادیار، دانشکده عمران و معماری، دانشگاه شهید چمران اهواز

3 پژوهشگر دکتری، دانشکده معماری، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران

doi
10.22052/jias.2024.252934.1202
چکیده

هرچند بیش از صد سال از ظهور پدیدۀ «تجدد» یا مدرنیته در شهرسازی ایرانی می‌گذرد، پژوهش دربارۀ نسبت تجدد و شهرسازی در ایران معاصر، قدمتی حدوداً سی‌ساله دارد. این پژوهش‌ها حوزۀ مطالعاتی «تاریخ معماری و شهرسازی معاصر ایران» را رقم زده است که البته نقایصی نیز دارد. «تهران‌محوری» بیش از حد پژوهش‌ها و «کم شمردن تحولات عصر قاجار» ازجمله نقایص این حوزه است که به نادیده یا دست‌کم شمردن بخشی از میراث معماری و شهرسازی معاصر ایران انجامیده. یکی از راه‌های مقابله با این نقایص پرداختن به جریان تجدد شهری در نقاط دور از مرکز یا به‌اصطلاح «مناطق پیرامونی» در ایران معاصر است. در این راستا مقالۀ حاضر به شهر اهواز، به‌عنوان یکی میراث‌های کمترشناختۀ شهرسازی معاصر ایران می‌پردازد. هرچند اهواز از شهرهای قدیم ایران است، پس از ویرانی شهر کهن در قرون چهارم-پنجم هجری، تولد و توسعۀ دوباره این شهر در عصر قاجار رخ داد. در این زمان و با احیای کشتیرانی بر کارون، قاجاریان به اندیشه تأسیس بندری در حوالی اهواز کهن افتادند که هستۀ باززایی اهواز نوین شد. مقالۀ حاضر به بررسی تجربۀ این باززایی و نسبت آن با پدیدۀ تجدد می‌پردازد. روش تحقیق مقاله حاضر تفسیری-تاریخی و مهم‌ترین منابع آن مجموعه‌ای اسناد متنی و نقشه‌های ترسیمی از سال‌های آغازین تأسیس شهر است که سعی گردیده با استفاده از آن‌ها روایتی دست‌اول از فرایند پیدایش و توسعۀ اولیۀ اهواز نوین به دست داده شود. روایت حاضر نشان می‌دهد اهواز را به‌واقع باید یکی از نمادهای تجدد شهری در ایران معاصر دانست. همچنین این بررسی نشان می‌دهد تجدد شهری در اهواز بیش از آنکه با نشانه‌های نوعی تجدد تقلیدی یا برون‌نگر ـ که اغلب از ویژگی‌های تجدد شهری در عصر قاجار و شهرسازی معاصر ایران شمرده می‌شود ـ همسویی داشته باشد، با معیارهای تجدد خودجوش یا درون‌زا نزدیکی نشان می‌دهد.