زیباییشناسی منظر براساس شعر توصیفی دورۀ غزنوی، ۳۸۰ـ۴۳۲ق
نویسندگان
1 دانشیار، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی
2 کارشناس ارشد طراحی محیط، پژوهشکده بناها و بافتهای تاریخی، پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری
doi
10.22052/jias.2024.253464.1239چکیده
برای درک بهتر منظر و شناخت زیباییهای آن لازم است آن را از زوایای گوناگون و درعینحال متنوع مطالعه کنیم. بررسیها نشان میدهد که عمدۀ پژوهشهای پیشین در باب زیباییشناسی منظر، یا برگرفته از مطالعات غیرایرانی و لذا بیارتباط با منابع اولیه هستند و یا به رویکردهای برآمده از سدههای میانه و متأخرتر معطوفاند. این مسئله درک ما را از زیبایی منظر فرومیکاهد. برای مثال محدود کردن موضوع زیباییشناسی منظر به جنبههای صرفاً آسمانی و تأکید بر زیبایی ماورایی ممکن است ادراک وجوه ملموستر این مقوله را مخدوش نماید. بنابراین، شناخت زیبایی منظر ازطریق عناصر ملموس میتواند به فهم عمیقتر آن کمک نماید. شعر توصیفی فارسی در بازۀ زمانی 380ـ432ق به منظر و توصیف زیباییهای آن پرداخته است. بنابراین، میتوان از آن بهعنوان مرجعی برای پاسخگویی به این پرسش بهره برد که رویکرد ایرانی به زیبایی منظر دستکم در آن دوره چگونه بوده است؟ برای پیشبرد تحقیق، اشعار عنصری بلخی، فرخی سیستانی و منوچهری دامغانی بهعنوان سه شاعر دربار غزنوی بررسی شده و نمونههای مطالعاتی از میان آنها انتخاب شده است. در ادامه تلاش شده است تا ضمن تفسیر اشعار منتخب، تصویری از منظر پیشِ رو یا منظر ذهنیِ شاعر بازسازی شود. مقایسۀ تصویرهای بازسازیشده و همچنین نوع ادراک و توصیف شاعران یادشده با یکدیگر، رویکردهای زیباییشناسی منظر در دورۀ منتخب را آشکار میکند. این مطالعه که با نگاهی سوبژکتیو به زیبایی منظر در بازۀ زمانی یادشده صورت گرفته، مبین یک زیباییشناسی معطوف و متمرکز بر ابعاد مادی و زمینی است. درعینحال و با وجود برخی شباهتها، رویکردهای سه شاعر منتخب به زیبایی و ادراک آن تفاوتهای چشمگیری با یکدیگر دارند. تفاوتها عمدتاً ناشی از نگاه ساختارگرا و سلسلهمراتبی عنصری در برابر رویکرد پویا و مبتنیبر لذت فرخی و همچنین توجه منوچهری به فرایندهای طبیعی و جاری در منظر و اهمیت بُعد زمان است.