الگوهای روابط فضایی در رباطهای مسیر تاریخی جرجان به نیشابور با بهرهگیری از نحو فضا
نویسندگان
1 کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
2 دانشیار، دانشکده معماری، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
3 دانشیار، دانشکده معماری، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
doi
10.22052/jias.2023.248764.1154چکیده
موقعیت ویژۀ ایران در منطقه همچون چهارراهی بین تمدنهای مختلف شرق و غرب، این سرزمین را از راههای مهمی در دورههای مختلف تاریخی برخوردار کرده است. در مسیر شاهراه خراسان یا شرق، یک شاخۀ فرعی در شمال خراسان واقع است. راه تاریخی جرجان به نیشابور با نُه منزلگاه نقطهگذاری شده است و پیشینۀ تاریخی آن به قرن چهارم تا نهم هجری بازمیگردد. رشته کاروانسراهای پشتسرهم معدودی در ایران مربوط به پیش از دورۀ صفوی باقی مانده است. با توجه به اینکه کاروانسراهای زنجیرهای بهدلیل کارکرد بههمپیوسته در پناه دادن به مسافران بهاحتمال زیاد همزمان ساخته شدهاند، تحلیل زنجیرهای از آنها جایگاه ویژهای در مطالعات الگوشناسی معماری ایران دارد. در این پژوهش، ابتدا با کمک روش تفسیریتاریخی، این مسیر و منزلگاهها و رباطهای آن از قرن چهارم هجری به بعد شناسایی شدهاند. در گام بعدی، با تکیه بر نظریۀ نحو فضا و گرافهای توجیهی حاصل از آن، روابط فضایی این رباطها تحلیل شده و با کمک روش استدلال منطقی الگوهای حاکم بر این روابط تفسیر شدهاند. یافتهها نشان میدهد که نقطۀ ورود به بناها یگانه و سردر ورودی است. هشتی بهعنوان مفصل ارتباطی در فضای میانی قرار دارد. اسطبل از طریق هشتی و برج از طریق اسطبل راه دارد. هشتی به ایوان ورودی حیاط متصل است. اتاقها اطراف حیاط چیده شدهاند؛ اما ایوانچه مفصل میان اتاق و حیاط است. وجه افتراق بناها وجود بخشهای اضافی همانند اسطبل و شیوۀ اتصال آنها با هشتی است. بدینترتیب طرح این بناها در حین دارا بودن الگوی واحد، با تمهیداتی ازجمله تعداد اتاق، هشتی و شکل اسطبل برای هر بنا یگانه است.