بررسی تغایر ماهیت ملکیت امام و ملکیت مسلمانان با تأکید بر نظریه «تأمین مالی تأمین اجتماعی از انفالِ» شهید صدر
نویسندگان
1 دانشآموخته سطح 4 حوزه علمیه قم و دانشجوی دکتری، اقتصاد، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران
2 دانشیار، گروه اقتصاد، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران
doi
10.30471/iee.2025.10747.2489چکیده
چکیده گستردهمقدمه و اهداف: از دیدگاه شهید صدر، یکی از ارکان سهگانۀ اقتصاد اسلامی، «عدالت اجتماعی» است که در قالب نظام توزیع ثروت در جامعۀ اسلامی تبلور یافته است. وی معتقد است اسلام، دولت را موظف میداند که معیشت افراد جامعه را بهگونۀ کامل تضمین نماید؛ اما نظر بدانکه توانایی همۀ افراد جامعه یکسان نیست، آن دسته از کسانی که امکان کار کردن داشته باشند، دولت از طریق فراهم کردن ابزارهای کار، به آنها امکان تأمین معیشت و مشارکت در فعالیتهای ثمربخش اقتصادی میدهد؛ اما وظیفۀ «تأمین اجتماعی» دولت، ناظر به کسانی است که نمیتوانند با کار و تلاش، نیازهای خود را تأمین کنند و یا توان کار کردن دارند اما دولت بهدلیل شرایط خاص و استثنایی خود، نتوانسته است فرصت کار را برای آنها پدید آورد.اما موضوع اصلی این پژوهش، منابع مالی تأمین اجتماعی است که یکی از چالشهای عمدۀ اجرای تأمین اجتماعی میباشد و غالباً از منبع «مالیات عمومی»، «حق بیمه» و «عائدی سرمایهگذاری» تأمین میشود. اما به باور شهید صدر، اسلام یکی از اصلیترین کارکردهای «انفال» را تأمین مالی تأمین اجتماعی دانسته و آیۀ «فئ» روشنترین دلیل شرعی بیانگر این مطلب میباشد. این نظریۀ شهید صدر اگرچه از پشتوانۀ استدلالی متقنی برخوردار است، اما برای ارائۀ سازوار آن در منظومۀ فکری شهید صدر و اثبات مستدل آن در جوامع علمی، باید به برخی از چالشهای نظری که در این زمینه به نظر میرسد، پاسخ داد. توضیح بیشتر آنکه، دیدگاه شهید صدر در مسئلۀ «ملکیت از منظر اسلام» آن است که اسلام «ملکیت خصوصی، ملکیت عمومی و ملکیت دولتی (امام)» را سه گونۀ اصلی مالکیت میداند. وی اگرچه درونمایۀ اجتماعیِ واحدی را برای ملکیت دولت و ملکیت امت قائل است، اما این دو را دو قالب تشریعی متفاوت میداند که یکی از بازتابهای تفاوت آنها این است که زمامدار وظیفه دارد ثروتهایی که ملک عمومی همۀ امت هستند را برای برآوردن نیازهای مجموعۀ امت صرف نماید و حق ندارد این اموال را در خدمت بخشی از ایشان -و لو ناتوانان و نیازمندان- درآورد؛ برخلاف اموال ملک دولت که طبق صلاحدید زمامدار شرعی، میتواند فقط به بخش خاصی از جامعه اختصاص یابد.نظر به همین تفاوت، شهید صدر بهخوبی آگاه است که نظریۀ «تأمین مالی تأمین اجتماعی از طریق انفال» صرفاً در صورتی قابل طرح است که انفال، ملک امام امت باشد؛ زیرا اگر ملک عمومی امت باشد، نمیتوان مصرف آن را به ناتوانان و نیازمندان اختصاص داد؛ بلکه باید در هزینههایی مصرف نمود که فایدۀ آن به مجموع امت برسد؛ بهویژه آنکه مرزهای اعتباری کنونی میان کشورهای اسلامی، فاقد هرگونه امضا و تأیید شریعت است و هزینه کردن انفال موجود در جغرافیای یک دولت اسلامی در راستای منافع مجموع امت اسلامی عملاً ناممکن و بسیار کمفایده میباشد. ازاینرو، صرفاً در صورتی یک دولت اسلامی کنونی میتواند از انفال بهعنوان یک منبع مالی کارآمد برای تأمین اجتماعی ناتوانان و نیازمندانِ ساکن در قلمرو حکومت خود بهره برد که حق منع سایر افراد امت از این منابع را براساس مصلحتسنجی خردورزانه داشته باشد. این درحالی است که اخیراً نظریۀ انکار «ملکیت دولتی» در عرض «ملکیت عمومی» مطرح شده و طرفدارانی دارد. به باور ایشان همۀ اموالی که در ادله، ملک امام دانسته شده، در حقیقت ثروت عمومی با مصارف یکسان با اموالی که ملک مسلمانان معرفی شده، میباشند. روشن است که این مطلب میتواند ثمرات گوناگونی در فقه داشته و از جمله مانع بزرگی برای اثبات نظریۀ ایشان در زمینۀ تأمین مالی تأمین اجتماعی از طریق انفال باشد.بنابراین، اصلیترین هدف این مقاله آن است که درستی یا نادرستی نظریۀ شهید صدر مبنی بر تأمین مالی تأمین اجتماعی از طریق انفال را براساس پیشفرض فقهی ملکیت امام و نه مسلمانان ارزیابی نموده و ادلۀ مطرح شده برای وحدت ماهیت آنها را بررسی کند.روش تحقیق: روش این تحقیق، کیفی بوده و نسبت به ادلۀ نظریۀ وحدت ملک امام و امت که از طریق منابع کتابخانهای جمعآوری شده، دادهپردازی تحلیلی-انتقادی صورت گرفته است؛ چنانکه دادههای نقلی-وحیانی که از طریق سامانههای رایانهای و نرمافزارهای علمی گردآوری شده، به شیوۀ اجتهادی و با روش توصیفی-تحلیلی بررسی شده است.یافتهها:اگرچه ملکیت امام بنا بر تفسیر آن به ملکیت منصب امامت درونمایۀ اجتماعی واحدی با ملکیت مسلمانان دارند، اما دو قالب تشریعی متفاوت هستند که تفاوت آنها در مواردی از جمله لزوم صرف اموال مسلمانان در مصالح عموم آنها بازتاب مییابد.همین نکته میتواند زمینهساز بهرهمندی از انفال برای تأمین اجتماعی نیازمندان و ناتوانان باشد؛ زیرا آیۀ فئ -که از دیدگاه شهید صدر مصارف عموم انفال را بیان میکند- به صرف آن در نیازهای یتیمان و زمینگیران و در راه ماندگان تصریح کرده است.ظاهر ادلهای که برخی از اموال را ملک امام و برخی دیگر را ملک مسلمانان میدانند، تغایر ماهیت این دو ملکیت است؛ چنانکه ادلهای که بیانگر تحلیل انفال برای شیعیان هستند نیز چنین ظهوری دارند.هیچیک از ادلۀ مطرح شده برای وحدت ماهیت ملک امام و ملک مسلمانان، اتقان کافی ندارد.بحث و نتیجهگیری: اگرچه نظریۀ تأمین مالی تأمین اجتماعی از طریق انفال که توسط شهید صدر مطرح شده، از پشتوانۀ علمی متقنی برخوردار است، اما پذیرش آن در مجامع علمی بهعنوان مقدمهای برای قانونگذاری براساس آن، نیازمند اثبات مقدماتی است که از جملۀ آنها این است که ملکیت انفال برای امام متغایر با ملکیت مسلمانان است و لذا مصرف آن نیز میتواند متفاوت باشد. بحثها و بررسیهای این مقاله نشان میدهد که نظریۀ شهید صدر از جهت این پیشفرض، با هیچ اشکالی روبهرو نیست و باید طبق ظواهر ادله و همراه با نظر مشهور میان فقیهان تمام اعصار، ماهیت ملکیت امام را متفاوت با ملکیت امت دانست؛ زیرا هیچیک از ادلهای که برای صرف از این ظواهر ارائه شدهاند، اتقان کافی ندارند.