مؤلفههای سرمایه اجتماعی و رشد اقتصادی در کشورهای اسلامی: رویکرد رگرسیون پانل کوانتایل
نویسندگان
1 گروه اقتصاد، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران
2 گروه اقتصاد، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران
3 گروه اقتصاد، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران
4 گروه اقتصاد، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران
doi
10.30471/jee.2026.11348.2551چکیده
چکیده گستردهمقدمه و اهداف: در دو دهه اخیر، توجه پژوهشگران و سیاستگذاران اقتصادی به نقش سرمایه اجتماعی در تبیین تفاوتهای رشد اقتصادی میان کشورها به طرز چشمگیری افزایش یافته است (هالدانه و هالپرن، 2025). سرمایه اجتماعی بهعنوان مفهومی چند بُعدی، روابط متقابل میان افراد و گروهها، اعتماد اجتماعی، شبکههای اجتماعی و میزان مشارکت مدنی را دربرمیگیرد و تأثیر بالقوه و مستقیمی بر عملکرد اقتصاد کلان کشورها دارد (خیو و همکاران، 2024؛ جانتون دروزدوسکا و ماجوسکا، 2015). اعتماد اجتماعی نیز بهعنوان یکی از مؤلفههای اصلی سرمایه اجتماعی، نقشی بیبدیل در رشد اقتصادی ایفا میکند و با کاهش هزینههای مبادلاتی، تسهیل همکاریهای اقتصادی در سطوح مختلف (هالدانه و هالپرن، 2025؛ رحیمی و همکاران، 2023)؛ زمینهساز نوآوری، انتقال دانش و شکلگیری سرمایهگذاریهای اقتصادی است (هالدانه و هالپرن، 2025؛ خیو و همکاران، 2024).شبکههای قوی اجتماعی نیز میتوانند سرمایه انسانی و شغلی را بهینه کنند و موجب تسریع در حل مشکلات جمعی، تبادل منابع و تسهیم ریسک در اقتصاد شوند (سویسونگ و سوکساواز، 2025؛ خینگ و همکاران، 2021). در مقابل، ادراک فساد بهعنوان عنصری ناسازگار با سرمایه اجتماعی مطرح میشود و جوامع با سطح بالای فساد ادراک شده، معمولاً با کاهش اعتماد اجتماعی، ضعف نهادها و کاهش سرمایهگذاری مواجه هستند (روبانی، 2021).هدف اصلی مطالعه حاضر، بررسی اثر مؤلفههای سرمایه اجتماعی بر رشد اقتصادی کشورهای اسلامی منتخب با رویکرد پانل کوانتایل است. برای دستیابی به این هدف، از بین 57 کشور عضو سازمان همکاری اسلامی، منتخبی از کشورهای اسلامی شامل ۲۶ کشور، با توجه به دسترسی به همه دادههای مورد نیاز، در طی دوره زمانی 2000 تا 2022 انتخاب شدهاند. تحقیق حاضر به بررسی عوامل کنترلکننده مانند شاخص آموزش، نرخ مشارکت زنان و دیگر متغیرهای کنترلی نیز پرداخته است؛ زیرا این عوامل میتوانند تأثیر قابل توجهی بر تعامل میان سرمایه اجتماعی و رشد اقتصادی داشته باشند. بدون لحاظ کردن آنها در مدلهای تحت بررسی، تحلیلهای اقتصادی ناقص و گاه گمراهکننده خواهد بود.روش: متغیرهای مستقل مورد استفاده در این مطالعه از طریق تجزیه و تحلیل ادبیات نظری و تجربی در این حوزه انتخاب شدند. جهت بررسی نقش مؤلفههای سرمایه اجتماعی بر رشد اقتصادی، منتخبی از کشورهای اسلامی (شامل ایران، عراق، ارمنستان، آذربایجان، بنگلادش، بنین، کامرون، مصر، گابن، اندونزی، اردن، قزاقستان، کویت، قرقیزستان، لبنان، مالزی، مالی، مراکش، پاکستان، قطر، عربستان سعودی، تاجیکستان، تونس، ترکیه، ازبکستان و یمن) در نظر گرفته شدهاند. در جدول 1، متغیرهای مستقل و وابسته در این پژوهش توصیف و خصوصیات آماری شامل میانگین، انحراف استاندارد، مینیمم، ماکسیمم و تعداد مشاهدات ارائه شده است. طبق دادههای جدول 1، میانگین رشد سرانه در کشورهای منتخب عضو سازمان همکاری اسلامی برابر با 814/7638 دلار است.رگرسیون پانل کوانتایل در سال 1978 توسط کونکر و بست معرفی شده که ترکیبی از تحلیل دادههای پانلی و رگرسیون کوانتایل را ارائه میدهد. این روش براساس یک تابع چندکی شرطی، مقادیر خطای مطلق را در متغیرها با توزیع نامتقارن به حداقل میرساند و امروزه در مطالعات متعدد اقتصادی و مالی بهکار گرفته میشود (آفولابی و ندامسا، 2025). این رویکرد بهطورخاص برای پژوهشهایی که بر نابرابری، رفتار گروههای مختلف درون جامعه، یا واکنشهای نامتقارن تمرکز دارند، بینشهای ارزشمندی فراتر از تحلیلهای مبتنی بر میانگین ارائه میدهد (آفولابی و ندامسا، 2025).نتایج: نتایج برآورد رگرسیون پانل کوانتایل (در جدول 7) حاکی از روابط ناهمگن متغیرهای توضیحی با تولید ناخالص داخلی سرانه در سطوح مختلف توزیع شرطی است. تأثیر مثبت و معنادار متغیر شاخص مشارکت جامعه مدنی (CSPI)، (آماره احتمال کمتر از 5 صدم) در تمام کوانتایلها به غیر از کوانتایل 75/0 مشهود است و نشاندهنده نقش فزاینده جامعه مدنی در اقتصادهای ضعیفتر (بهلحاظ تولید ناخالص داخلی سرانه پایینتر) است. متغیر اعتماد اجتماعی (ST)، اثر مثبت و معنادار (05/0> p) را در تمام سطوح کوانتایل نشان میدهد. از طرفی متغیر شاخص شبکههای اجتماعی (SN) تأثیر دوگانهای در طول چندکها دارد. شاخص درک فساد (CP) با ضرایب مثبت و معنادار در کوانتایلهای 50/0 Q و 75/0 Q، تأییدکننده تأثیر بازدارنده فساد بر رشد و عملکرد اقتصای در سطوح متوسط اقتصادی است. همچنین متغیر نرخ مشارکت اقتصادی زنان (PRF) با اثر مثبت یکنواخت و معنادار در کوانتایلهای 50/0 Q، 25/0 Q و 50/0 Q؛ تبیینکننده اوج تأثیر مشارکت اقتصادی زنان در اقتصادهای کمبرخوردار (از لحاظ تولیدناخالص داخلی سرانه) است که این نتیجه بر اهمیت مشارکت اقتصادی زنان در مراحل اولیه رشد اقتصادی تأکید میکند. شاخص آموزش (ED) تقریباً در تمام کوانتایلها (بهجز 50/0 Q)، اثر مثبت و معنادار خود را بر متغیر تولید ناخالص داخلی سرانه نشان میدهد که بیانکننده نقش محوری آموزش سرمایه انسانی در اقتصادهای با توسعه متوسط و بالاست. متغیر نرخ باروری (FR) دارای ضریب منفی در تمامی سطوح کوانتایلهاست. بحث و نتیجهگیری: یافتههای اصلی این پژوهش حاکی از آن است که اعتماد اجتماعی (ST) بهعنوان تنها متغیر دارای اثر مثبت و معنادار در تمامی کوانتایلها (05/0 تا 95/0)، نقش بنیادینی در تسهیل همکاریهای اقتصادی و کاهش هزینههای مبادله ایفا میکند. در مقابل، شبکههای اجتماعی (SN) رفتار دوگانهای نشان میدهند؛ بهطوریکه اثر مثبت آن در اقتصادهای کمبرخوردار (کوانتایل 05/0) و اثر منفی آن در سطوح پیشرفته رشد (کوانتایل 95/0) که احتمالاً ناشی از تبدیل شبکهها به کانالهای رانتجویانه در غیاب نهادهای کارآمد میباشد. مشارکت جامعه مدنی (CSPI) بهویژه در اقتصادهای ضعیفتر (کوانتایل 05/0) اثر تقویتی قویتری بر رشد اقتصادی دارد. همچنین، ادراک فساد (CP) بهگونهای معنادار، رشد اقتصادی را در سطوح میانی (کوانتایل 50/0۰) مهار میکند.در میان متغیرهای کنترلی، شاخص توسعه انسانی (HDI) قویترین اثر فزآینده خود را در اقتصادهای پیشرفته (کوانتایل 95/0) دارد که نشاندهنده بازدهی تصاعدی سرمایهگذاری در کیفیت نیروی انسانی در مراحل بالای توسعه است. ازاینرو، با توجه به یافتههای پژوهش، پیامدهای سیاستی زیر پیشنهاد میشوند. سیاستگذاری در کشورهای عضو OIC باید متناسب با سطح رشد اقتصادی آنها تفکیک شوند. سیاستگذاری در کشورهای کمبرخوردار عضو OIC باید با تمرکز بر تقویت نهادهای مدنی، کنترل فوری نرخ باروری و بیکاری، و سرمایهگذاری در آموزش پایه باشد. سیاستگذاری در کشورهای عضو OIC با رشد اقتصادی بالاتر، باید انتقال منابع از شبکههای غیررسمی به نهادهای شفاف و بهینهسازی سرمایهگذاری در توسعه انسانی باشد.تعارض منافع: تعارض منافع ندارم.