بررسی مدلهای مختلف رتبهبندی شرکتهای بیمه و انتخاب مدل مناسب و پیادهسازی آن برای شرکتهای بیمه در ایران
نویسندگان
1 استادیار گروه فناوریهای نوین بیمهای، پژوهشکده بیمه، تهران، ایران.
2 دانشیار اقتصاد، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه قم، قم، ایران
3 دانشجوی مقطع کارشناسیارشد بانکداری اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران
doi
10.30471/jee.2025.10922.2508چکیده
چکیده گستردهمقدمه و اهداف: صنعت بیمه بهعنوان یکی از ارکان نظام مالی کشور، در تحقق ثبات اقتصادی، کاهش عدم اطمینان و پشتیبانی از فعالیتهای تولیدی و سرمایهگذاری نقش حیاتی دارد. رشد چشمگیر شرکتهای بیمه خصوصی طی سالهای اخیر و گسترش فضای رقابتی، ضرورت ایجاد نظام ارزیابی و رتبهبندی دقیق و مبتنی بر شاخصهای معتبر را افزایش داده است. نبود یک چهارچوب یکپارچه و دادهمحور موجب شده است ارزیابی عملکرد شرکتهای بیمه بیشتر بهصورت پراکنده و بر پایه معیارهای محدود انجام شود؛ درحالیکه اتخاذ تصمیمهای مناسب ازسوی بیمهگذاران، نهادهای ناظر و سیاستگذاران مستلزم دسترسی به اطلاعات ساختاریافته از وضعیت شرکتهاست. ازاینرو، هدف پژوهش حاضر طراحی یک الگوی جامع رتبهبندی با بهرهگیری از شاخصهای مالی، عملیاتی و سرمایه انسانی و ترکیب آنها با روشهای نوین تصمیمگیری چندمعیاره است. این پژوهش با رویکردی بومیسازیشده تلاش میکند شکاف موجود در ادبیات رتبهبندی صنعت بیمه ایران را جبران کرده و ابزار موردنیاز برای ارتقای شفافیت، رقابتپذیری و بهبود کارایی شرکتهای بیمه را فراهم کند. ازآنجاکه ارتقای نظام بیمهای در اسناد بالادستی کشور، بهویژه سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی و تأمین مالی اسلامی مورد تأکید قرار گرفته است، تدوین مدل ارزیابی عملکرد شرکتهای بیمه میتواند به ارتقای سلامت مالی، کاهش ریسکهای نظاممند و تقویت کارکردهای بیمه در اقتصاد اسلامی کمک نماید. براساساین، پژوهش حاضر بهدنبال ارائه چهارچوبی علمی برای رتبهبندی شرکتهای بیمه و تحلیل جایگاه نسبی آنها در بازار ایران است.روششناسی پژوهش: پژوهش حاضر از رویکرد آمیخته و عملگرایانه بهره میبرد و طراحی آن با استفاده از الگوی پیاز پژوهش ساندرز صورت گرفته است. در مرحله نخست، شاخصهای مرتبط با ارزیابی عملکرد شرکتهای بیمه از طریق مرور ادبیات داخلی و خارجی، گزارشهای نظارتی و سالنامه آماری بیمه مرکزی استخراج شد که در مجموع ۲۲ شاخص اولیه در سه بُعد مالی، عملیاتی و رشد و یادگیری-مشتریمداری به دست آمد. سپس با استفاده از روش دلفی فازی و اخذ نظرات ۲۵ خبره صنعت بیمه، شاخصها غربال شدند و ۱۷ شاخص نهایی با اتکا به آستانه فازی تعیین شدند. در مرحله دوم، وزن شاخصها با بهرهگیری از روش اولویت ترتیبی (OPA) محاسبه شد. این روش بر پایه یک مدل برنامهریزی خطی در نرمافزار LINGO اجرا شد و امکان تعیین وزنهایی سازگار و مبتنی بر ترجیحات خبرگان را فراهم کرد. در مرحله سوم، دادههای ۲۸ شرکت بیمهای (دولتی، خصوصی و مناطق آزاد) برای شاخصهای منتخب جمعآوری شد و سه روش تصمیمگیری چندمعیاره شامل PROMETHEE II ،SECA و MARCOS برای رتبهبندی شرکتها به کار گرفته شد. این روشها بهدلیل تفاوت در مبانی تحلیلی (مقایسه زوجی، تحلیل برتری-شکست، فاصله از ایدئال و ضدایدئال) امکان ارزیابی چندزاویهای را ایجاد کردند. نهایتاً، برای دستیابی به رتبهای پایدار و کاهش نوسانهای بینمدلی، از میانگین هندسی خروجی سه روش استفاده شد تا رتبه نهایی هر شرکت تعیین شود. جامعه آماری شامل تمامی شرکتهایی است که دادههای مربوط به شاخصهای آنها در سال مورد بررسی در دسترس بوده است.نتایج: نتایج حاصل از غربالسازی شاخصها نشان میدهد پنج شاخص بهدلیل عدم کسب امتیاز کافی در فرایند دلفی فازی حذف شدهاند و ۱۷ شاخص نهایی بهعنوان پایه مدل رتبهبندی انتخاب شدهاند. در بخش وزندهی، روش اولویت ترتیبی نشان میدهد «ضریب خسارت» بیشترین اهمیت را در میان شاخصها دارد و پس از آن شاخصهای «تعداد بیمهنامه صادره»، «سهم ریالی حقبیمه از بازار» و «نرخ رشد حقبیمه صادره» بیشترین وزن را دارند. اهمیت این شاخصها نشان میدهد که عملکرد شرکتهای بیمه بیش از هر چیز تحت تأثیر مدیریت خسارت، کارایی فروش و جایگاه رقابتی در بازار است. در مرحله رتبهبندی، خروجی سه روش MCDM تفاوتهایی را در رتبه شرکتها نشان میدهد. در روش PROMETHEE II، شرکتهای ایران، آسیا و دانا در رتبههای برتر قرار گرفتند. در روش SECA، شرکتهای ایران، البرز و پارسیان حائز رتبههای نخست شدند. در روش MARCOS، شرکتهای تعاون، حکمت صبا و خاورمیانه در رتبههای بالاتر ظاهر شدند. این اختلاف رتبهها ناشی از ماهیت متفاوت مدلهای رتبهبندی است. برای رفع این تفاوتها، میانگین هندسی سه رتبه محاسبه شد. براساس نتیجه نهایی، شرکت بیمه ایران در جایگاه نخست قرار گرفت و پس از آن شرکتهای البرز، پارسیان, دانا و پاسارگاد رتبههای دوم تا پنجم را کسب نمودند. شرکتهای کوچکتر و نوپا بهویژه در شاخصهای خسارت و سهم بازار عملکرد پایینتری داشتند.بحث و نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان میدهد رتبهبندی شرکتهای بیمه براساس مجموعهای جامع از شاخصهای چندبعدی میتواند تصویر دقیقتری از وضعیت عملکردی شرکتها ارائه دهد. اهمیت بالای ضریب خسارت در وزندهی بیانگر آن است که کارایی در مدیریت خسارت، یکی از اساسیترین معیارهای مالی و عملیاتی در صنعت بیمه ایران است. همچنین شاخصهای مرتبط با سهم بازار و تعداد بیمهنامه صادره، اهمیت بازاریابی مؤثر، توسعه شبکه فروش و مدیریت پرتفوی را برای شرکتهای بیمه برجسته میکند. تفاوت رتبهها در روشهای تصمیمگیری چندمعیاره نیز بیانگر آن است که اتکا به یک روش واحد میتواند به تصمیمگیری نادرست منجر شود. ازاینرو، ترکیب روشها و استفاده از میانگین هندسی، راهکاری پایدار و معتبر ارائه میدهد. از منظر سیاستگذاری، نتایج این پژوهش میتواند برای نهاد ناظر (بیمه مرکزی) در زمینه پایش عملکرد شرکتها، تعیین معیارهای توانگری، شناسایی شرکتهای پرریسک و ارتقای رقابت سالم در بازار مفید باشد. برای شرکتهای بیمه نیز این مدل میتواند بهعنوان ابزاری برای شناخت نقاط قوت و ضعف، برنامهریزی بهبود عملکرد و تقویت مدیریت ریسک بهکار گرفته شود. همچنین، با توجه به رویکرد اقتصاد اسلامی که بر شفافیت، عدالت و کارایی در نظام مالی تأکید دارد، مدل ارائهشده میتواند زمینهساز ارتقای سلامت مالی و اعتماد عمومی در بازار بیمه باشد. پیشنهاد میشود در پژوهشهای آتی شاخصهای دیگری مانند رضایت بیمهگذاران، کیفیت خدمات دیجیتال، حاکمیت شرکتی و نوآوری نیز اضافه شود و از روشهای دادهمحور نظیر یادگیری ماشین برای تحلیل پویایی رتبهها استفاده شود.تقدیر و تشکر: نگارندگان از مسئولان و داوران محترم نشریه جستارهای اقتصادی با رویکرد اسلامی که با راهنماییهای ارزشمند خود زمینه ارتقای کیفیت علمی این مقاله را فراهم کردند، تشکر و قدردانی مینمایند.تعارض منافع: نگارندگان اعلام میکنند که در ارتباط با تدوین و انتشار این مقاله هیچگونه تعارض منافع علمی، مالی یا سازمانی وجود ندارد.