آسیب شناسی بانک مرکزی در مقام نظارت بر نهادهای مرتبط با قرض الحسنه و ارائه راهکارهای بهبود آن
نویسندگان
1 . دانشجوی دکتری مدیریت قراردادهای بینالمللی نفت و گاز دانشگاه امام صادق، تهران، ایران.
2 . دانشجوی دکتری بانکداری دانشگاه امام صادق، تهران، ایران.
3 استادیار گروه مدیریت مالی دانشکده معارف اسلامی و مدیریت دانشگاه امام صادق، تهران، ایران
doi
10.30471/iee.2025.10582.2483چکیده
چکیده گستردهمقدمه و اهداف: براساس قانون بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مصوب 1402، بانک مرکزی وظیفه «جلوگیری از بروز تخلف توسط «اشخاص تحت نظارت» و تنبیه «اشخاص تحت نظارت» متخلف» را برعهده دارد. در ماده 1 این قانون، «کلیه مؤسسات اعتباری، صندوقهای قرضالحسنه، تعاونیهای اعتبار و سایر مؤسسات سپردهپذیر، شرکتهای واسپاری (لیزینگ)، صرافیها، شرکتهای مدیریت داراییهای مؤسسات اعتباری، شرکتهای اعتبارسنجی ارائهدهنده خدمات به مؤسسات اعتباری و سایر اشخاصی که به انجام عملیات یا ارائه خدمات بانکی و ارائه ابزارهای پرداخت، اشتغال دارند»، بهعنوان اشخاص تخت نظارت محسوب میشوند؛ ازاینرو وظیفه نظارت بر صندوقهای قرضالحسنه، بانکهای قرضالحسنه و بانکهای تجاری که بخشی از تجهیز و تخصیص منابع آنها در قالب قرضالحسنه است، برعهده بانک مرکزی است. در پژوهش حاضر، عملکرد بانک مرکزی در مقام نظارت بر نهادهای قرضالحسنه براساس قوانین و مقررات مربوطه و عملکرد نهادهای فعال در حوزه قرضالحسنه بررسی شده تا ضمن تعیین قانونگریزیها، خلأهای موجود در این زمینه احصا شود. ازاینرو، در پژوهش حاضر به این سؤال پرداخته شده که چالشهای بانک مرکزی در مقام نظارت بر نهادهای مرتبط با قرضالحسنه چیست؟ همچنین، چه راهکارهایی برای بهبود نظارت بانک مرکزی بر نهادهای قرضالحسنه وجود دارد؟روش: راهبرد اصلی این پژوهش استفاده از تحلیل مضمون برای تحلیل دادههای کیفی بوده است. در این پژوهش ابتدا با 20 نفر از خبرگان حوزه قرضالحسنه و بانک مرکزی مصاحبه صورت گرفته و سپس متن مصاحبهها، بهصورت گزارههای اولیه، کدگذاری شده است. سپس متناسب با سؤالات تحقیق، کدگذاری «مضامین اولیه» انجام شده است که با حذف مضامین تکراری از 247 مضمون اولیه، 116 مضامین پایه حاصل شده است. در مرحله بعد با تجزیه و تحلیل مضامین پایه، 39 «مضامین سازماندهنده» انتزاع و استخراج شدند. پس از آن، 5 «مضامین فراگیر» با بررسی و تجزیه و تحلیل مضامین سازماندهنده، به دست آمده است. سپس شبکه مضامین مرتبط با سؤال پژوهش ترسیم شده است. تمرکز پژوهش حاضر بر احصا مسائل بانک مرکزی در مقام نظارت بر نهادهای قرضالحسنه بوده است؛ اما در خلال مصاحبهها، راهکارهای مناسبی مطرح شده و یا مضمون مخالف برخی چالشها، به راهکاری منسجم و عملیاتی اشاره دارد. ازاینرو، با استناد به مصاحبهها، راهکارهایی جهت برونرفت از مشکلات نظارت بانک مرکزی بر نهادهای قرضالحسنه و بهبود شرایط ارائه شده است.نتایج: این مقاله به آسیبشناسی نظارت بانک مرکزی بر نهادهای مرتبط با قرضالحسنه پرداخته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که چالشهای اصلی نظارت بانک مرکزی در پنج دسته کلی قابل طبقهبندی است: نخست، چالشهای عمومی نظارت شامل فقدان هدفگذاری برای توسعه قرضالحسنه و استفاده از آن در تأمین مالی خرد، عدممشوقهای کافی برای نهادها و سپردهگذاران، و ضعف در فرهنگسازی و تبلیغات است؛ دوم، چالشهای ناظر به سازمان اقتصاد اسلامی بهدلیل عدم شفافیت در ارائه اطلاعات، نبود چهارچوب نظارتی حرفهای و ابهام در جایگاه نظارتی، به مشکلاتی در پاسخگویی و مسئولیتپذیری منجر شده است؛ سوم، چالشهای ناظر به صندوقهای قرضالحسنه ناشی از نبود ناظری مستقل و یکپارچه، ضعف در احراز صلاحیت مدیران، و نبود چهارچوب مشخص برای نظارت بر عملکرد صندوقهاست؛ چهارم، چالشهای ناظر به بانکهای قرضالحسنه شامل عدمتطابق با نیازهای اقتصادی روز، محدودیت در سقف تسهیلات و مشکلات در حضور در بازار بینبانکی است و پنجم، چالشهای ناظر به شبکه بانکی نیز بهدلیل تحمیل تسهیلات قرضالحسنه و انحراف منابع از مسیر اصلی، بهویژه در اثر عدم شفافیت و ضعف در نظارت بانک مرکزی، مشکلاتی را به همراه دارد. این چالشها نشان میدهند که برای بهبود نظارت و بهرهبرداری بهینه از منابع قرضالحسنه، نیاز به اصلاحات جدی در رویکردهای نظارتی و مدیریتی بانک مرکزی است.بحث و نتیجهگیری: تحلیل چالشهای نظارتی بانک مرکزی بر نهادهای قرضالحسنه نشان میدهد که این حوزه با مشکلات ساختاری، قانونی و اجرایی متعددی روبهرو است. از جمله مهمترین این چالشها میتوان به فقدان اولویتگذاری صحیح در سیاستهای نظارتی، نبود نظام تشویقی مؤثر، پراکندگی در مدیریت صندوقها، نگاه یکسان به بانکهای قرضالحسنه و بانکهای تجاری، و ضعف در شفافیت و پاسخگویی سازمان اقتصاد اسلامی اشاره کرد. این مسائل باعث شده تا قرضالحسنه بهعنوان یک ابزار مهم تأمین مالی خرد نتواند بهطورکامل به اهداف خود دست یابد.راهکارهای پیشنهادی در این مطالعه بر پایه اصلاح ساختار نظارتی، تقویت شفافیت، ایجاد انگیزههای مادی و معنوی، و تفکیک فعالیتهای قرضالحسنه از سایر عملیات بانکی استوار است. تشکیل نهادهای تخصصی نظارتی، توسعه بانکهای قرضالحسنه، انتشار اوراق قرضالحسنه در بورس، و تدوین دستورالعملهای شفاف برای مدیریت صندوقها از جمله راهبردهای کلیدی برای بهبود این نظام محسوب میشوند. همچنین، فرهنگسازی و جلب مشارکت عمومی از طریق مشوقها و تبلیغات هدفمند میتواند به نهادینهسازی قرضالحسنه در جامعه کمک کند.