تحلیل و بررسی غیریت سازی در اشعار فدوی طوقان و سپیده کاشانی از دیدگاه نظریه گفتمان لاکلائو و موفه

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی. اصفهان. ایران

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی. گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

4 استادیار گروه پژوهشی مطالعات زنان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. تهران. ایران

doi
10.30465/lir.2024.46304.1736
چکیده

این مقاله با روش تحلیلی، به بررسی تطبیقی اشعار سپیده کاشانی، شاعر پایداری ایران و فدوی طوقان، شاعر پایداری فلسطین از دیدگاه نظریه تحلیل گفتمانی لاکلائو و موفه می‌پردازد. شعر پایداری در دهه‌های اخیر خصوصاً در ایران و فلسطین مورد توجه ویژه واقع‌شده و رشد کمّی و کیفی قابل ملاحظه‌ای داشته است. این نوع شعر به دلیل تقابل با جبهه دشمن، تصویری دقیق از دیگری به نمایش می‌گذارد و مرز خود با دیگری را پررنگ می‌سازد. نمایش خود و دیگری که عاملی مؤثر در تعریف هویت ملّی است، در اشعار کاشانی و طوقان قابل تأمل است. این پژوهش بر اساس نظریه گفتمان لاکلائو و موفه به این سؤال اصلی پاسخ می‌دهد که در شعر کاشانی در مجموعه شعر «پروانه‌های شب» و شعر طوقان در مجموعه «تموز والشیء الآخر»، تاریکی و روشنایی چه نقشی در مرزبندی با دیگری دارد؟ و به این نتیجه می‌رسد که در شعر مقاومت ایران و فلسطین، اشتراکات مفهومی مرتبط با نور و ظلمت با روش‌های مختلف ادبی در قالب برجسته‌سازی، حاشیه‌رانی و مانند آن نمود یافته و توانسته مرز خود با دیگری را به مخاطب اشعار نشان دهد و از این طریق به تشویق آنان به مبارزه یا دفاع از خود بپردازد.