تحلیل چگونگی ورود ارزشهای اسلامی در سیاستگذاری اقتصادی علم و دانش
نویسندگان
1 استادیار گروه اقتصاد اسلامی، دانشکده علوم اجتماعی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران
2 دانشجوی دکتری علوم اقتصادی–اقتصاد اسلامی، دانشکده علوم اجتماعی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران
doi
10.30471/jee.2025.11173.2530چکیده
چکیده گستردهمقدمه و اهداف: در دهههای اخیر، بررسی تأثیر ارزشها بر سیاستگذاری اقتصادی علم و دانش از حاشیه نظری به یکی از محورهای اصلی مطالعات اقتصاد علم و فناوری تبدیل شده است. برخلاف دیدگاههای متعارف که سیاستگذاری علمی را فرایندی تکنوکراتیک و خنثی از ارزشها میپندارند، شواهد نظری و تجربی نشان میدهد که تصمیمات سیاستی در این حوزه نیز از پیشفرضها و باورهای اخلاقی و فرهنگی تأثیر میپذیرند. در این میان، آموزههای اسلامی با ارائه چهارچوبی متمایز از انسان، علم و توسعه، ظرفیت شکلدهی به سیاستهای اقتصادی علم را از منظر عدالت، خیر عمومی و مسئولیت اجتماعی فراهم میکند.پژوهش حاضر با هدف تبیین سازوکارهای ورود ارزشهای اسلامی به سیاستگذاری اقتصادی علم و دانش انجام شده است. این مطالعه بر آن است تا نشان دهد که چگونه اصول ارزشی اسلام میتواند بر عناصر نظری، ساختاری و نهادی سیاستهای علم تأثیر بگذارد و الگویی اخلاقمحور و عدالتگرا را جایگزین نگرش فایدهگرایانه اقتصاد متعارف نماید. مسئله اصلی تحقیق این است که ارزشهای اسلامی در کدام سطوح (مفهومی، تحلیلی و نهادی) در فرایند سیاستگذاری اقتصادی علم اثرگذارند و چه دلالتهایی برای طراحی نظامهای مالی و سیاستی علم دارند.روش: روش تحقیق در این پژوهش از نوع تحلیلی-مفهومی است و مبتنی بر مقایسه تطبیقی میان گزارههای اثباتی و هنجاری در اقتصاد متعارف و اسلامی پیش رفته است. ابتدا ساختار روششناسی پژوهش اثباتی و هنجاری در اقتصاد متعارف با استناد به آرای فیلسوفان علم و اقتصاددانان معاصر (از جمله پوپر، بلاگ و فریدمن) تبیین شده است. سپس اصول اخلاق سیاستگذاری اقتصادی در اقتصاد متعارف شامل فایدهگرایی، کالاییسازی و کارایی، بهعنوان سه محور اصلی تحلیل انتخاب شد. در ادامه، این سه ایده در چهارچوب اخلاق سیاستگذاری اسلامی مورد نقد و بازخوانی قرار گرفتند تا مسیرهای ورود ارزشهای اسلامی به فرایند سیاستگذاری اقتصادی علم آشکار شود.تحلیل دادهها بر مبنای روش قیاسی-تحلیلی و از طریق استخراج مفاهیم کلیدی از متون نظری و منابع اسلامی صورت گرفت. از مقایسه تطبیقی میان اقتصاد اثباتی و هنجاری، سه سطح ورود ارزشهای اسلامی به سیاستگذاری اقتصادی علم شناسایی شد: ۱. سطح نظری (بازتعریف مفاهیم انسان و علم)؛ ۲. سطح تحلیلی (بازنگری در اصول کارایی و فایدهگرایی)، و ۳. سطح نهادی (طراحی الگوهای ترکیبی تأمین مالی علم). پژوهش تلاش دارد چهارچوبی مفهومی برای بازاندیشی سیاستگذاری اقتصادی علم بر مبنای ارزشهای اسلامی ارائه کند، نه صرفاً مدلی تجربی یا کمّی.نتایج: یافتههای پژوهش نشان میدهد ارزشهای اسلامی میتوانند در هر سه محور فایدهگرایی، کالاییسازی و کارایی، بدیلهای نظری و عملی ارائه دهند. در محور فایدهگرایی، اقتصاد متعارف با محور قرار دادن سود فردی و مطلوبیت شخصی، عدالت اجتماعی را به حاشیه میراند. در مقابل، در نگرش اسلامی، علم و دانش بهعنوان خیر عمومی و وظیفهای الهی تلقی میشود و هدف از سیاستگذاری، نه صرفاً افزایش بازده اقتصادی، بلکه تحقق عدالت و خدمت به جامعه است. بنابراین، در سیاستهای علمی اسلامی، اولویت با رفع نیازهای ضروری جامعه و حمایت از پژوهشهای عامالمنفعه است؛ حتی اگر بازده مالی کوتاهمدت نداشته باشند.در محور کالاییسازی، اقتصاد متعارف بر ارزشگذاری مواهب براساس سازوکار بازار و اصل کمیابی تکیه دارد. این منطق موجب تبدیل علم و دانش به کالاهایی بازاری میشود که دسترسی به آنها تابع قدرت خرید است. در مقابل، رویکرد اسلامی علم را کالای قابل مبادله نمیداند؛ بلکه آن را خیر عمومی و سرمایه اجتماعی تلقی میکند. ازاینرو، تأمین مالی علم در این چهارچوب، باید بر پایه حمایت دولت، مشارکت نهادهای وقفی و مردمی، و ملاحظات اخلاقی استوار باشد. کالاییسازی بیمهار موجب تضعیف استقلال علمی، حذف علوم غیرسودآور و گسترش نابرابری دانشی میشود؛ درحالیکه الگوی اسلامی با تأکید بر عدالت دانشی و دسترسی برابر، بر بازتولید علم بهمثابه وظیفه اجتماعی تأکید دارد.در محور کارایی، معیار پارتویی در اقتصاد متعارف بر بیشینهسازی رفاه فردی بدون مداخله در توزیع منابع تأکید دارد؛ اما از منظر اسلامی، کارایی باید با عدالت و مسئولیت اجتماعی تلفیق شود. براساساین، سیاستگذاری اقتصادی علم در چهارچوب اسلامی بهدنبال تخصیص منابع پژوهشی براساس اثرگذاری اجتماعی و اخلاقی آنهاست، نه صرفاً بازده اقتصادی. این امر سبب میشود عدالت در دسترسی به دانش و حمایت از علوم پایه و انسانی در کنار علوم فنی حفظ شود.بحث و نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان میدهد رویکرد اسلامی به سیاستگذاری اقتصادی علم، با عبور از چهارچوب بازارمحور اقتصاد متعارف، سه ویژگی اصلی دارد: عدالتمحوری، ترکیب منابع مالی و حفظ استقلال علمی. براساساین، نظام مطلوب تأمین مالی علم، نظامی ترکیبی است که از سه منبع اصلی تغذیه میکند:دولت: برای تضمین عدالت توزیعی و حمایت از علوم پایه و انسانی؛نهادهای مردمی و وقفی: برای پایداری مالی و حفظ انگیزههای اخلاقی؛بازار محدود و کنترلشده: برای توسعه علوم کاربردی با رعایت قیود شرعی و اخلاقی.این الگو به توازن میان کارایی، عدالت و پایداری کمک میکند و مانع از وابستگی دانش به سرمایهسالاری و قدرت سیاسی میشود. در این رویکرد، ارزش علم نه بر پایه قیمت بازار، بلکه بر مبنای میزان اثرگذاری اجتماعی، استقلال معرفتی و جهتگیری اخلاقی آن سنجیده میشود. نتایج تحقیق نشان میدهد که ورود ارزشهای اسلامی به سیاستگذاری اقتصادی علم، تنها در سطح نظری محدود نیست، بلکه میتواند در طراحی نهادها، معیارهای بودجهریزی، و نظامهای حمایتی نیز عینیت یابد. بدینترتیب، سیاستگذاری اقتصادی علم بر مبنای آموزههای اسلامی میتواند به تحقق عدالت دانشی، افزایش استقلال علمی، ارتقای اخلاق پژوهش و گسترش خیر عمومی منجر شود.تقدیر و تشکر: نویسندگان از حمایت علمی و معنوی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و همکاری استادان محترم گروه اقتصاد اسلامی در مراحل انجام این پژوهش صمیمانه قدردانی مینمایند.تعارض منافع: نویسندگان اعلام میکنند که هیچگونه تعارض منافع مالی یا سازمانی در انجام و انتشار این پژوهش وجود ندارد.