تحلیل نشانه شناختی باب «شیر و گاو» کلیله و دمنه براساس نظریه سبک زندگی اریک لاندوفسکی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران

doi
10.30465/lir.2024.8883
چکیده

مسألۀ سبک زندگی، یکی از مباحث مهمی است که در نشانه‌شناسی اجتماعی طرح می‌شود. جایگاه سوژه به‌منزلۀ ساحتی گفتمانی بازنمایی می‌شود که در تعاملات بین‌سوژه‌ای زیسته و در بستری گفتمانی تحقق پذیرفته‌است. این ساحت گفتمانی، بر قراردادهای اجتماعی- فرهنگی استوار است که براساس آن، سوژه با ابژه‌ها و کنش‌های دیگر تعامل برقرار می‌کند. اریک لاندوفسکی، نشانه‌شناس اجتماعی، در بررسی ارتباطات اجتماعی، براساس ارتباط گروه «مرجع» و «دیگری»، چهار نوع «سبک‌ مختلف زندگی» را شناسایی کرده‌است که عبارتند از سبک زندگی «اسنوب»، «داندی»، «آفتاب‌پرست» و «خرس». سابقۀ طولانی نظام طبقاتی در ایران و تداوم آن در دوران اسلامی تا پیش از مشروطیت، سبکهای زندگی متفاوتی را سازماندهی کرده‌است. در آثار ادبی و به‌ویژه آثار تعلیمی برخورد گروه حاکم با گروه‌های زیردست انعکاس یافته‌است. کلیله و دمنه نیز از جمله آثاری است که به شیوه‌ای تمثیلی و نمادین ارتباط گروه حاکم و زیردست در آن بازنمایی شده‌است. مقالۀ حاضر با استفاده از رویکرد اریک لاندوفسکی به بررسی سبک‌های مختلف زندگی در باب «شیر و گاو» کلیله و دمنه پرداخته‌است. نتیجۀ بررسی حاضر نشان می‌دهد که دمنه اسنوب‌وار با شبیه‌سازی خود با گروه مرجع دو نوع سبک‌زندگی درباریان( فدائیان و غدراندیشان) را بازنمایی می‌کند. کنش رفتاری کلیله نیز همانند «داندی» به تمایز از گروه مرجع درباری تمایل دارد. گاو نیز ابتدا همانند «آفتاب‌پرست» به‌ناچار به تقلید از گروه مرجع میپردازد و در پایان همانند «خرس» با رفتاری نابهنجار موجب هلاکت خویش می‌گردد. شیر که نماد قدرت مطلق است با در پیش گرفتن سبک رفتاری نابهنجار «خرس» از خصوصیات پادشاه مطلوب فاصله می‌گیرد.