بررسی انتقادی بنیانهای اخلاقی نظریه بازی در اقتصاد اسلامی و اقتصاد متعارف
نویسندگان
1 دانشیار اقتصاد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبائی (ره)، تهران، ایران
doi
10.30471/iee.2025.11265.2538چکیده
چکیده گستردهمقدمه و اهداف: نظریه بازی بهعنوان چهارچوبی تحلیلی و ریاضی برای مطالعه تصمیمگیریهای راهبردی توسعه یافته است؛ جایی که موفقیت هر بازیگر به انتخابها و رفتار دیگر بازیگران بستگی دارد. این نظریه طیف وسیعی از مسائل اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و حتی سیاسی را شامل میشود و بازیگران آن میتوانند افراد، شرکتها، دولتها و نهادهای اجتماعی باشند. نظریه بازی کلاسیک مبتنی بر چهار بنیان اخلاقی محدود است: فایدهگرایی، خودخواهی، پیامدگرایی و عدالت سکولار. این مبانی گرچه قابلیت پیشبینی رفتار رقابتی و تعاملی بازیگران را فراهم میکنند، محدودیتهای اخلاقی و اجتماعی عمدهای دارند و اصولی مانند همکاری اخلاقی، نیت و انگیزه، عدالت توزیعی، مسئولیت جمعی و ابعاد معنوی را در نظر نمیگیرند.از منظر اقتصاد اسلامی، انسان صرفاً موجودی خودخواه و منفعتجو نیست؛ بلکه موجودی اخلاقمدار، متعهد و آخرتگراست که رفتار اقتصادی او باید بر اصول عدالت، تعاون، صداقت، ایثار و رعایت حقوق دیگران استوار باشد. اقتصاد اسلامی افزونبر توجه به منافع فردی، بر منافع جمعی، عدالت بیننسلی و پایداری منابع تأکید دارد و نهادهای شرعی مانند زکات، خمس، صدقه و وقف، ابزارهایی عملی برای تحقق این اهداف فراهم میکنند. هدف این مطالعه نقد بنیادین نظریه بازی کلاسیک از منظر اقتصاد اسلامی و ارائه چهارچوب تحلیلی است که رفتار اقتصادی-اجتماعی انسان را با لحاظ معیارهای اخلاقی، شرعی و معنوی مدلسازی کند. پرسش اصلی تحقیق این است که چگونه میتوان نظریه بازی را با رویکرد اقتصاد اسلامی تطبیق داد تا افزونبر پیشبینی رفتار، عدالت اجتماعی، مسئولیت اخلاقی، انگیزههای اخروی و تعادلهای اقتصادی-اخلاقی را نیز در تحلیلهای اقتصادی منعکس نماید.روش: روش تحقیق این مطالعه توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مقایسه نظریهای است. دادهها شامل متون کلاسیک و مدرن نظریه بازی، مطالعات اقتصاد رفتاری، مقالات مرتبط با اخلاق اقتصادی و منابع اسلامی هستند. چهارچوب تحلیل بر چهار بنیان اصلی نظریه بازی کلاسیک یعنی فایدهگرایی، خودخواهی، پیامدگرایی و عدالت تمرکز دارد و نقد هریک از این بنیانها از منظر اصول اخلاقی و شرعی اقتصاد اسلامی انجام شده است.در تحلیل فایدهگرایی، معیارهای ارزشگذاری عمل، مفهوم مطلوبیت و نقش عدالت در تصمیمگیری بررسی شدند تا نشان داده شوند که بیشینهسازی صرف منافع مادی، بدون توجه به نیت و عدالت، ممکن است به نتایج غیراخلاقی و کوتاهمدت منجر شود. نقد فرض خودخواهی براساس جایگاه انسان متعهد، مسئول و اخلاقمدار صورت گرفته و پیامدهای آن در بازیهای تعاملی، بازیهای تکراری و همکاری اجتماعی تحلیل شده است. در بخش پیامدگرایی، تمرکز صرف بر نتایج مادی، کوتاهمدت بودن تحلیلها و غفلت از مشروعیت وسیله و انگیزه نیت نقد شده است. همچنین، برای نقد عدالت سکولار، مبانی انسانشناسی، نهادهای بازتوزیعی، عدالت بیننسلی و بعد معنوی لحاظ شدهاند.تحلیل مقایسهای شامل استخراج تفاوتها و همپوشانیها میان نظریه بازی کلاسیک و اقتصاد اسلامی است. در این تحلیل، نکات تحلیلی جداول به صورت متن وارد شدهاند تا محدودیتهای اخلاقی و نهادی نظریه بازی شناسایی شوند. روش پژوهش، چهارچوب نوینی به نام «نظریه تعامل اسلامی» ارائه میکند که شامل بازطراحی توابع مطلوبیت، تعریف قیدهای شرعی و نهادی، و لحاظ انگیزههای اخلاقی، اجتماعی و اخروی در تحلیل رفتار اقتصادی است. همچنین این روش امکان بررسی تطبیقی کارایی اقتصادی، عدالت اجتماعی، انگیزههای اخروی و رعایت حقوق افراد و جامعه را فراهم میآورد.نتایج: نتایج تحلیل نشان میدهد که نظریه بازی کلاسیک، با وجود توان تحلیلی بالا، در پیشبینی رفتار اقتصادی بازیگران محدودیتهای بنیادین دارد. فایدهگرایی صرف، بدون رعایت عدالت، نیت درست یا مسئولیت اجتماعی، ممکن است به نتایج کوتاهمدت و غیرعادلانه منجر شود. فرض خودخواهی بازیکنان حتی در بازیهای تکراری و تعاملی، ناکارآمدی اجتماعی و کاهش همکاری را سبب میشود و تحلیل اخلاقی آن ناکافی است. پیامدگرایی اخلاقی، گرچه ابزار پیشبینی رفتار است، اما بهدلیل تمرکز بر نتایج مادی و کوتاهمدت، فاقد توجه به مشروعیت وسیله، نیت بازیکنان و پیامدهای بلندمدت اجتماعی و معنوی است. عدالت در نظریه بازی اغلب به مدلهای ریاضی محدود شده و نهادهای بازتوزیعی یا محدودیتهای شرعی در آن لحاظ نمیشوند.در مقابل، اقتصاد اسلامی چهارچوبی چندبعدی و غایتمحور ارائه میدهد. مطلوبیت در این رویکرد شامل ابعاد مادی، اخلاقی و اخروی است و عدالت یک قید شرعی و غایت ذاتی دارد. انسان اقتصادی-اخلاقی افزونبر منافع شخصی، مسئولیتهای اجتماعی و الهی خود را مدنظر قرار میدهد و همکاری، صداقت، رعایت حقوق دیگران و ایثار بخشی از رفتار اقتصادی اوست. بازطراحی توابع مطلوبیت و افزودن قیود شرعی و اخلاقی در مدلهای بازی، امکان شناسایی تعادلهایی را فراهم میآورد که هم از نظر اقتصادی کارا و هم از نظر اجتماعی و اخلاقی پایدار باشند.افزونبراین، نهادهایی مانند زکات، خمس، وقف و انواع مالکیت با ایجاد توزیع مجدد، کنترل عدالت بیننسلی و تضمین پایداری اقتصادی-اجتماعی، تأثیر بسزایی بر اصلاح نتایج بازیها دارند. تحلیل مقایسهای نشان میدهد که چهارچوب اقتصاد اسلامی توانایی غنیسازی نظریه بازی با ارزشهای اخلاقی، اجتماعی و معنوی و تأکید بر نیت و انگیزههای اخلاقی و الهی را داراست. همچنین، این چهارچوب امکان پیشبینی رفتارهای همکاری و مشارکت جمعی را با معیارهای اخلاقی و شرعی فراهم میکند؛ چیزی که نظریه بازی کلاسیک قادر به انجام آن نیست.بحث و نتیجهگیری: بحث و تحلیل نشان میدهد که نظریه بازی کلاسیک با وجود توان تحلیلی بالا، محدودیتهای بنیادین اخلاقی و نهادی دارد که میتواند به نتایج اقتصادی نامطلوب، نابرابری و کمتوجهی به مسئولیتهای اجتماعی منجر شود. اقتصاد اسلامی با بازنگری مفروضات انسانی، بازتعریف مطلوبیت و افزودن قیدهای شرعی، چهارچوبی جامع و اخلاقی ارائه میدهد که افزونبر کارایی اقتصادی، عدالت، تعاون و انگیزههای اخروی را در تحلیل رفتار اقتصادی لحاظ میکند. نقد فایدهگرایی نشان میدهد که صرف بیشینهسازی رفاه جمعی بدون رعایت عدالت توزیعی و نیت درست، ممکن است به نتایج غیراخلاقی بینجامد و آسیبهای اجتماعی ایجاد کند. بازنگری فرض خودخواهی، امکان بازتعریف تعادلها براساس همکاری، مسئولیت جمعی و توجه به خیر عمومی را فراهم میآورد. نقد پیامدگرایی تأکید دارد که مشروعیت وسیله، نیت بازیکنان و پیامدهای بلندمدت و معنوی باید جزء تحلیلهای نظریه بازی باشند.در حوزه عدالت، اقتصاد اسلامی با ایجاد نهادهای شرعی، توجه به عدالت بیننسلی، رعایت حقوق افراد و جامعه و لحاظ انگیزههای اخلاقی و اخروی، چهارچوب بازیها را به عدالت نزدیک میکند. توسعه «نظریه تعامل اسلامی» میتواند بازتعریف توابع مطلوبیت، ساختار نهادی و فرایندهای تصمیمگیری را موجب شود؛ بهگونهایکه تعادلهای بازی هم از نظر اقتصادی کارا و هم از منظر اخلاقی و شرعی پایدار باشند. این چهارچوب قابلیت کاربرد در تحلیل بازارها، سیاستهای اقتصادی و مدیریت منابع را در جوامع مسلمان و حتی غیرمسلمان داراست که به معیارهای عدالت، همکاری و مسئولیت اجتماعی اهمیت میدهند.بهدیگرسخن، «نظریه تعامل اسلامی» میتواند پلی میان تحلیلهای ریاضی-اقتصادی و ارزشهای اخلاقی و اجتماعی ایجاد و محدودیتهای اخلاقی نظریه بازی کلاسیک را جبران کند. همچنین این چهارچوب میتواند به طراحی سیاستها و سازوکارهای بازار منصفانه کمک کند و تصمیمگیریهای اقتصادی را با اهداف اجتماعی و اخلاقی همسو نماید؛ بهطوریکه بهرهوری اقتصادی و عدالت اجتماعی همزمان محقق شوند.تقدیر و تشکر: بر خود بایسته میبینم که از زحمات داوران و مسئولان محترم فصلنامه «جستارهای اقتصادی ایران با رویکرد اسلامی» صمیمانه تشکر نمایم.تعارض منافع: جا دارد یادآور شوم. اینجانب هیچگونه تعارض منافع با محتوا و نتایج این مقاله ندارم.