تحلیل حضور هارونالرشید در ادب فارسی از منظر نقد جامعهشناختی ادبیات (با تکیه بر نظریة هنری زالامانسکی)
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین- پیشوا، ایران.
2 دانشجوی دکترا، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین- پیشوا، ایران.
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین- پیشوا، ایران.
doi
10.22059/jsal.2024.361773.666252چکیده
مقالۀ حاضر به شیوۀ توصیفی- تحلیلی بر اساس نظریۀ جامعهشناسی محتواها از «هنری زالامانسکی» نگاشته شده و به بازتاب شخصیت هارونالرشید- به عنوان یکی از خلفای برجستۀ دورۀ عباسی-در متون نظم و نثر فارسی پرداخته است. مسالۀ اصلی این پژوهش تحلیل جامعهشناختی ِحکایتهایی از متون ادب فارسی است که در آنها به هارونالرشید پرداخته شده یا او شخصیت اول آنها به شمار میرود. پرسش مهم آن است که؛ بر اساس نظریۀ محتواها از هنری زالامانسکی چگونه میتوان به تاثیر اوضاع اجتماعی و سیاسی بر داستانهایی از هارونالرشید پرداخت و مهمترین شاخصههای آن را برشمرد؟ فرضیه آن است که با توجه به این نظریه تمام آثار ادبی از جمله داستانهای هارونالرشید از اجتماع و سیاست دوران خود تاثیر پذیرفتهاند و از محتوای آنها میتوان به این مهم دست یافت. اهمیت این پژوهش به خاطر دورۀ هارونالرشید به عنوان روزگار طلایی عباسی و نیز ارزش علمی نظریۀ زالامانسکی در جامعهشناسی ادبیات است. با بررسی بعضی داستانها از بیهقی، عطار، نظامی، سعدی و دیگران میتوان گفت؛ با توجه به واقعیت تاریخی هارونالرشید و شخصیت دوگانۀ او که فردی خوشگذران، ظالم، جاهطلب و البته ادبدوست و دانشپرور بوده در ناخودآگاه جمعی ایرانیان او باشکوه، باصلابت و مقتدر نقش بسته و در داستانها با همین وجوه چندگانه به تصویر کشیده شده. همچنین گاهی بیم از قدرت حاکمه(حتی پس از هارون) رخصت نمایش واقعیت او را به ادبا نمیداده است.