بازاندیشی در الگوی توزیع در اقتصاد ایران با تأکید بر دیدگاه شهید صدر
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی، تهران، ایران
doi
10.30471/iee.2025.11006.2517چکیده
چکیده گستردهمقدمه و اهداف: اقتصاد اسلامی با تکیه بر مبانی توحیدی، عدالتمحور و کاراییمدار، الگویی متمایز از مکاتب اقتصادی متعارف ارائه میدهد که در آن «توزیع» نه یک فرآیند پس از تولید، بلکه نقطه آغاز ساماندهی نظام اقتصادی محسوب میشود. در این چهارچوب، نظریه سهمرحلهای شهید محمدباقر صدر جایگاهی ویژه دارد؛ زیرا توزیع را به سه سطح پیشاتولیدی، پساتولیدی و بازتوزیعی تقسیم کرده و بر اهمیت توزیع پیشاتولیدی (نحوه تملک و بهرهبرداری از منابع طبیعی و عمومی) بهعنوان زیربنای عدالت اقتصادی تأکید میکند. در مقابل، مکاتب رایج اقتصادی، بهویژه نئوکلاسیک، مالکیت اولیه را امری مفروض دانسته و تمرکز خود را بر توزیع پس از تولید یا اصلاح پیامدهای آن از طریق بازتوزیع گذاشتهاند. این رویکردها، هرچند ابزارهایی برای کاهش نابرابری پیشنهاد کردهاند، اما بهدلیل بیتوجهی به مشروعیت و عدالت در خاستگاه مالکیت منابع، زمینه بازتولید نابرابریهای ساختاری را فراهم کردهاند. مسئله اصلی مقاله حاضر این است که آیا میتوان با اتکا به مبانی نظری و فقهی شهید صدر، الگوی عادلانهای برای اصلاح ساختار اقتصادی ایران ارائه داد که از سطح تملک منابع آغاز شود و نابرابریهای ریشهای را از مبدأ مهار کند؟ اهمیت این پرسش در شرایطی دوچندان میشود که اقتصاد ایران در دهههای اخیر با چالشهایی مانند تمرکز رانتی منابع، نابرابری فرصتها، انحصار نهادی، ضعف شفافیت در تخصیص منابع، ناکارآمدی نظام مالیاتی و کمرنگ بودن ابزارهای اصیل اقتصاد اسلامی همچون زکات، خمس و وقف در ساختار اقتصادی مواجه بوده است. این پژوهش با هدف بازاندیشی در الگوی توزیع منابع و فرصتها، شناسایی آسیبهای ساختار موجود، و ارائه راهکارهای اصلاحی مبتنی بر نظریه شهید صدر، تلاش دارد راهبردهایی عملیاتی برای گذار به نظامی عادلانه، شفاف و کارآمد پیشنهاد دهد که همسو با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و آموزههای اقتصاد اسلامی باشد.روش: این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی بهره میگیرد و بعد از واکاوی مبانی نظری و فقهی توزیع در اقتصاد اسلامی، بهویژه در چهارچوب نظریه سهمرحلهای شهید صدر، با رویکردی انتقادی-مقایسهای به بررسی ساختار توزیع در اقتصاد ایران پرداخته است. دادههای تحقیق از دو منبع اصلی استخراج شدهاند: بخش نخست، منابع اسلامی شامل قرآن کریم، روایات معصومان، آثار فقهی-اقتصادی بهویژه «اقتصادنا»ی شهید صدر میشود. بخش دوم، مطالعات علمی و گزارشهای رسمی درباره ساختار اقتصادی ایران شامل قوانین و مقررات، اسناد مرکز پژوهشهای مجلس، گزارشهای دیوان محاسبات، دادههای بانک مرکزی و پژوهشهای دانشگاهی داخلی و بینالمللی در حوزه عدالت توزیعی و نظام مالکیت منابع است.در مرحله نخست، مبانی نظری اقتصاد اسلامی و دیدگاه مکاتب اقتصادی رایج درباره توزیع و مالکیت منابع بررسی و مقایسه شده است تا تفاوتهای بنیادین رویکردها آشکار شود. سپس، چهارچوب نظری شهید صدر با تأکید بر مرحله پیشاتولیدی توزیع، تبیین و مؤلفههای کلیدی آن شامل معیار کار، حیازت مشروع، نیاز، منع انحصار، و برابری فرصتها شناسایی شده است. در ادامه، ساختار توزیعی اقتصاد ایران در چهار بُعد توزیع پیشاتولیدی، نابرابری فرصتها، بازتوزیع، و ساختار بازار آسیبشناسی شده و مواردی همچون تمرکز رانتی منابع، انحصار نهادی، توزیع ناعادلانه اعتبارات، رانت اطلاعاتی و ناکارآمدی نظام مالیاتی تحلیل شده است.در مرحله نهایی، با استفاده از تحلیل تطبیقی میان وضعیت موجود و الگوی مطلوب براساس نظریه شهید صدر، مجموعهای از راهکارهای اصلاحی طراحی شده که هم جنبه فقهی-نظری دارد و هم قابلیت اجرایی و سیاستی در سطح ملی. این راهکارها بر بازنگری در نظام مالکیت منابع عمومی، یکپارچهسازی ابزارهای شرعی و مالیاتهای متعارف، شفافسازی تخصیص منابع و فرصتها، و ایجاد سازوکارهای ضدانحصار و عدالتمحور تمرکز دارد.نتایج: یافتههای تحقیق نشان میدهد که بخش عمدهای از نابرابریهای اقتصادی و ناکارآمدیهای ساختاری در اقتصاد ایران ناشی از ضعف در توزیع پیشاتولیدی است؛ یعنی در همان مرحلهای که مالکیت و بهرهبرداری از منابع طبیعی، فرصتهای اقتصادی و اطلاعات کلیدی شکل میگیرد. باوجود تأکید قانون اساسی بر مالکیت عمومی انفال و ضرورت عدالت منطقهای در بهرهبرداری از منابع، در عمل روندهایی شکل گرفته که به تمرکز رانتی منابع در دست گروههای محدود، اعطای امتیازات انحصاری، و محرومیت مناطق کمتر توسعهیافته انجامیده است. این وضعیت نهتنها با مبانی اقتصاد اسلامی در تعارض است، بلکه کارایی اقتصادی را نیز کاهش داده و مانع رشد متوازن و پایدار شده است.تحلیل دادهها نشان میدهد که رانتهای نهادی در حوزههایی مانند معادن، انرژی، زمین و اعتبارات بانکی، همراه با رانت اطلاعاتی در بازار سرمایه و تصمیمگیریهای کلان اقتصادی، فرصتهای برابر را مخدوش کرده و زمینهساز انحصار، تبعیض و فساد اقتصادی شدهاند. همچنین، نظام مالیاتی کشور بهجای ایفای نقش تعدیلکننده نابرابری، درعمل، به سمت فشار بر گروههای با درآمد ثابت متمایل بوده و بخش قابل توجهی از درآمدها و ثروتهای بزرگ از شمول مالیات مؤثر خارج ماندهاند.نتایج نشان میدهد ابزارهای اصیل اقتصاد اسلامی همچون زکات، خمس، وقف و صدقات، جایگاه نظاممند و اثرگذاری در ساختار اقتصادی ندارند و حتی در مرحله بازتوزیع نیز بهطورکامل با نظام مالیاتی و سیاستهای حمایتی هماهنگ نشدهاند. این کمبودها باعث شده که سیاستهای بازتوزیعی نیز نتوانند بهطور پایدار نابرابری را کاهش دهند. براساس یافتهها، اجرای اصول نظریه شهید صدر در مرحله پیشاتولیدی، به همراه بازمهندسی ساختار مالیاتی و شفافسازی سازوکارهای تخصیص منابع، میتواند بهصورت همزمان عدالت و کارایی اقتصادی را ارتقا دهد.بحث و نتیجهگیری: بحث این پژوهش بر یک گزاره محوری استوار است: تا زمانی که عدالت اقتصادی از مرحله پیشاتولیدی توزیع آغاز نشود، هیچ سیاست بازتوزیعی یا اصلاح پساتولیدی قادر نخواهد بود نابرابریهای ساختاری را بهصورت پایدار برطرف کند. تجربه اقتصاد ایران در دهههای اخیر نشان میدهد که اتکای صرف به سیاستهای حمایتی و یارانهای، بدون بازنگری در نحوه تملک و تخصیص منابع اولیه، تنها مسکّنهای موقتی بوده و حتی گاه خود به بازتولید رانت و فساد انجامیده است. الگوی سهمرحلهای شهید صدر، با تأکید بر «مالکیت مشروع»، «کار بهعنوان معیار اصلی حق بهرهبرداری»، و «توجه به نیاز در کنار کار»، چهارچوبی فراهم میکند که میتواند همزمان به عدالت و کارایی پاسخ دهد. این رویکرد در تضاد با منطق سرمایهداری است که مالکیت خصوصی بر منابع طبیعی را مفروض و غیرقابلپرسش میداند. درعمل، اجرای این الگو مستلزم اصلاح قوانین و رویههای مالکیت عمومی، ایجاد سازوکارهای شفاف برای بهرهبرداری از انفال و منابع ملی، و حذف انحصارات نهادی و اطلاعاتی است.نتایج تحقیق نشان میدهد در حوزه منابع طبیعی، واگذاریهای غیرشفاف، امتیازات رانتی و بیتوجهی به ظرفیتهای منطقهای، موجب محرومیت مناطق دارای منابع و شکلگیری شکافهای عمیق اقتصادی شده است. همچنین، فقدان یکپارچگی بین ابزارهای مالیاتی و ابزارهای شرعی همچون زکات و خمس، کارایی نظام بازتوزیعی را کاهش داده است. پیشنهاد اصلی این پژوهش، عبور از سیاستهای جزیرهای و حرکت به سمت یک بسته سیاستی جامع عدالتمحور است که شامل بازمهندسی ساختار مالکیت، یکپارچهسازی ابزارهای شرعی و مالیاتی، شفافیت در تخصیص منابع، و ایجاد نظام نظارت عمومی است. تنها در چنین چهارچوبی میتوان انتظار داشت که عدالت اقتصادی، از مرحله آغازین شکلگیری مالکیت تا مراحل پایانی توزیع درآمد، بهصورت یکپارچه محقق شود.تقدیر و تشکر: از استادان گرانقدر حوزه اقتصاد اسلامی کمال تشکر را دارم که با معرفی و تبیین مبانی و نظریات این مکتب علمی بهویژه اندیشههای عمیق و نوآورانه شهید آیتالله سیدمحمدباقر صدر نقش مهمی در شکلگیری نگرش پژوهشی این مقاله ایفا کردند. همچنین، از همه استادانی سپاسگزاری میکنم که با نقدها و پیشنهادهای خود مسیر تکمیل این کار علمی را هموار کردند.