ارزیابی الگوی قیمتگذاری داراییهای مالی بر پایه عوامل چندگانه برای پیشبینی بازده سهام در بازار سرمایه ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت مالی، واحد شهر قدس، دانشگاه آزاد اسلامی، شهر قدس، ایران
2 استادیار،گروه مدیریت مالی، واحد شهر قدس، دانشگاه آزاد اسلامی، شهر قدس، ایران
3 استادیار،گروه ریاضی، واحد شهر قدس، دانشگاه آزاد اسلامی، شهر قدس، ایران.
4 استادیار،گروه حسابداری، واحد شهر قدس، دانشگاه آزاد اسلامی، شهر قدس، ایران
doi
10.30471/iee.2025.10951.2511چکیده
چکیده گستردهمقدمه و اهداف: هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی کارایی مدلهای چندعاملی در پیشبینی بازده سهام در بازار سرمایه ایران است. در این راستا، مقاله بر آن است تا نقش عوامل متنوعی همچون اندازه شرکت، نسبت ارزش دفتری به بازار، سودآوری و سیاستهای سرمایهگذاری را در تبیین بازدهی سهام بررسی کرده و با مقایسه این مدلها با الگوهای تکعاملی، میزان توانایی آنها در توضیح رفتار بازدهی در شرایط خاص بازار ایران را مشخص کند. در این راستا، پیشبینی بازده سهام میتواند ابزار تحلیلی دقیقتری در اختیار سرمایهگذاران، مدیران مالی و سیاستگذاران اقتصادی قرار دهد و به بهبود فرایند تصمیمگیری کمک نماید. در این میان، مدلهای قیمتگذاری داراییها بهعنوان یکی از محورهای اصلی در مطالعات مالی مطرح بودهاند و تلاشهای متعددی برای ارتقای توان توضیحدهندگی و پیشبینی پذیری آنها صورت گرفته است. نخستین تلاش جدی در این زمینه، مدل تکعاملی قیمتگذاری داراییهای سرمایهای (CAPM) بود که با وجود اهمیت تاریخی و کاربردهای گسترده، قادر به توضیح تمامی تغییرات بازده سهام نبود. این محدودیت سبب شد تا پژوهشگران به توسعه مدلهای چندعاملی روی آورند. در این مدلها، افزونبر عامل بازار، عوامل دیگری همچون ویژگیهای بنیادی شرکتها و شرایط اقتصادی لحاظ میشود تا توان پیشبینی و قدرت توضیحدهندگی افزایش یابد. بازار سرمایه نیز بهعنوان یکی از ارکان اصلی نظام مالی، با نوسانات شدید مانند ریسکهای ساختاری و تأثیرپذیری از تحولات کلان اقتصادی روبهرو است. در چنین بستری، اتکا به مدلهای چندعاملی میتواند ضمن افزایش دقت در پیشبینی بازده سهام، به شناخت عمیقتر ریسکها و فرصتهای سرمایهگذاری منجر شود. براساساین، از منظر کاربردی نیز ضرورتی انکارناپذیر محسوب میشود. بازار سرمایه نیز بهعنوان یکی از ارکان اصلی نظام مالی، با نوسانات شدید مانند ریسکهای ساختاری و تأثیرپذیری از تحولات کلان اقتصادی روبهرو است. در چنین بستری، اتکا به مدلهای چندعاملی میتواند ضمن افزایش دقت در پیشبینی بازده سهام، به شناخت عمیقتر ریسکها و فرصتهای سرمایهگذاری منجر شود.روش: مقاله حاضر، از نظر گردآوری دادهها، رویکردی اکتشافی و طرح پژوهش برپایه پایش توصیفی-همبستگی طراحی شده است و از حیث هدف در رده پژوهشهای بنیادی جای میگیرد. دادههای پژوهش براساس اطلاعات واقعی بازار سهام گردآوری شده و شامل صورتهای مالی، گزارشهای حسابرسی و اطلاعات موجود در پایگاههای رسمی معاملات بورس اوراق بهادار است. جامعه آماری تحقیق شامل تمامی شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران به تعداد حدود ۵۵۰ شرکت است. این جامعه طی یک بازه زمانی ۱۴ ساله از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۲ بررسی شده است. بهمنظور افزایش حجم دادهها و بهبود دقت تحلیلها، هر سال مالی به دو دوره ششماهه تفکیک شد تا بتوان تغییرات بازده سهام و عوامل اثرگذار بر آن را با جزئیات بیشتری ردیابی نمود. باوجود برخی محدودیتها و ناهماهنگیها در اطلاعات موجود شرکتها، معیارهای مشخصی برای انتخاب نمونه در نظر گرفته شد. درنهایت، با بهرهگیری از روش حذف سیستماتیک، نمونهای متشکل از ۱۳۰ شرکت انتخاب شد که دادههای آنها بهطورکامل و قابلاتکا در دسترس بود. برای تجزیهوتحلیل دادهها، با استفاده از نرمافزار تحلیل صورت میگیرد که در اینجا نخست، بهمنظور تجزیهوتحلیل دادههای حاصل با استفاده از نرمافزار Eviews10 دادهها نظمبندی شده و برحسب همراستایی با اهداف مورد تفسیر قرار گرفتند.نتایج: براساس نتایج حاصل از آزمون آمار توصیفی، متغیرهای مختلف مالی، اقتصادی، بازار سهام، راهبری شرکتی و حسابرسی الگوهای متفاوتی از ثبات و نوسان را نشان میدهند. بازده سهام نسبتاً پایدار بوده و نوسانات کمتری دارد؛ درحالیکه ساختار مالی و سطح نقدینگی تغییرپذیری بیشتری را تجربه میکنند. در حوزه بازار سهام، ارزش بازار و نقدینگی بیشترین پراکندگی را داشتهاند که بیانکننده ریسک و نوسانات بالای بازار است و در مقابل نرخ رشد بازار از ثبات نسبی برخوردار بوده است. در بخش متغیرهای اقتصادی، تورم بیشترین تغییرپذیری را داشته و بهعنوان متغیری اثرگذار بر سایر شاخصها عمل میکند. همچنین، در حوزه راهبری شرکتی، تعداد اعضای هیئتمدیره نوسان بیشتری داشته، اما ساختار مالکیت و مالکیت نهادی ثبات نسبی نشان دادهاند. ازسویدیگر، متغیرهای مربوط به کیفیت گزارشگری مالی و حسابرسی تغییرات اندکی داشته و این امر بیانکننده وجود چهارچوبها و رویههای استاندارد در این حوزه است، و نیز بهدلیل انتخاب مدل دادههای پنلی، بهمنظور انتخاب الگوی اثرات ثابت در برابر الگوی اثرات تصادفی، آزمون هاسمن انجام میشود. نتایج آزمون چاو در هر مدل نشان میدهد که مقدار سطح خطای احتمال این آزمون کمتر از 5 درصد است و بنابراین، در این آزمون روش ثابت پذیرفته میشود. در تحلیل رگرسیونی، نتایج نشان میدهد اکثر متغیرهای مورد مطالعه رابطهای مثبت و معنادار با بازده سهام دارند. متغیرهایی مانند کارایی فرایند حسابرسی با ضریب 8981/0، سطح نقدینگی با ضریب 8978/0، و بازار با ضریب 8122/0، اثرگذاری بالایی داشته و با آماره t بالای ۳ و معناداری کمتر از 005/0اهمیت بالای خود را نشان دادهاند. همچنین نسبت ریسک مالی و تخصص حسابرس نیز تأثیر معناداری بر بازده سهام داشتهاند. ضریب تعیین مدل 944/0 بیانکننده توان بالای آن در توضیح تغییرات بازده سهام است و ضریب تعیین تعدیلشده 984/0 نیز دلالت بر قدرت پیشبینی قابلقبول مدل دارد.بحث و نتیجهگیری: براساس نتایج مقاله، مدلهای چندعاملی قیمتگذاری دارایی چهارچوبی کارآمد برای پیشبینی بازده سهام در بازار سرمایه ایران فراهم میکنند. برخلاف مدلهای تکعاملی همچون CAPM که تنها ریسک بازار را در نظر میگیرند، یافتهها نشان میدهد بازده سهام تحتتأثیر مجموعهای از عوامل مالی، بازار، اقتصادی، حاکمیتی و حسابرسی قرار دارد. در بعد مالی، شاخصهایی مانند ساختار سرمایه، نقدینگی، سود خالص، نسبت بازده دارایی و نسبت بدهی به دارایی اثر معناداری بر بازده دارند و بیانکننده اهمیت سلامت مالی و مدیریت منابع هستند. در حوزه بازار، متغیرهایی همچون بازده بازار، فرصت رشد و نسبت ارزش دفتری به بازار با ضرایب مثبت و معنادار، نقش نیروهای بازار و انتظارات سرمایهگذاران را تأیید میکنند. از منظر اقتصادی نیز عواملی مانند نرخ تورم، رشد اقتصادی و تغییرات هزینهها اثرگذاری بالایی بر عملکرد سهام داشته و اهمیت شرایط کلان را آشکار میکنند. افزونبراین، ساختار حاکمیت شرکتی شامل استقلال هیئتمدیره، ساختار مالکیت و مالکیت نهادی موجب افزایش شفافیت و کاهش ریسک میشود. همچنین، کیفیت گزارشگری مالی و استقلال حسابرس با اعتماد سرمایهگذاران و بهبود بازده ارتباط مستقیم دارد .بهطورکلی، بررسیها نشان میدهد مدلهای تعمیمیافته چندعاملی توان تبیین بالاتری نسبت به مدلهای سنتی دارند و با ترکیب متغیرهای متنوع، امکان پیشبینی دقیقتر رفتار سهام را فراهم میکنند. این رویکرد جامع میتواند به مدیران، سرمایهگذاران و سیاستگذاران در اتخاذ تصمیمهای مالی در راستای بازار سهام آگاهانه کمک شایانی نماید.