نفی گسسته در ساخت‌های همپایۀ فارسی: رویکردی کمینه‌گرا

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان‎شناسی ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی ، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jolr.2026.411384.666956
چکیده

دو پدیدۀ نفی بند و حذف پسانحوی دست‌مایۀ پژوهش‌های فراوانی در دستور زایشی قرار گرفته‌اند و زبان‌شناسان ایرانی نیز در آثار خود به تفصیل این دو موضوع را بررسی و تحلیل کرده‌اند. اما این پژوهش به نوع خاصی از نفی می‌پردازد که تاکنون در پژوهش‌های نحو زبان فارسی مغفول مانده است و به‌جای پیشوند نفی فعل، از ادات نفی برای وارونه کردن ارزش صدق و کذب گزاره بهره می‌گیرد. این الگوی نحوی که نفی گسسته خوانده می‌شود و با سازۀ «نه . . . نه» ساخته می‌شود، امکان حذف سازه‌ها و هسته‌های همسان را در ساخت‌های همپایه، فراهم می‌آورد. در مقالۀ حاضر با تمرکز بر این ساختار و ضمن تمایز گذاشتن میان نفی جمله و نفی سازه، نخست نشان می‌دهیم که هستۀ فرافکن نفی در فارسی که بر فراز گروه زمان ادغام می‌شود، میزبان پیشوند نفی فعل است. سپس به پیروی از زیلسترا (2015 و 2022) استدلال می‌کنیم که نفی‌واژۀ «نه» که ماهیت گروهی دارد، سازۀ مستقلی است که در شاخص گروه نفی آشکار می‌شود و می‌تواند به تنهایی یا همراه با جفت دیگر خود، جمله را منفی کند. این ملاحظات، زمینۀ لازم را به‌دست می‌دهند تا دربارۀ ساخت‌های همپایه‌ای بحث کنیم که با فاعل مشترک، در ساخت نفی گسسته حضور می‌یابند و بخشی از بند نخست یا دوم را از اشتقاق می‌زدایند. در این میان، ضمن بازشناسی چهار الگوی نحوی متمایز که با فرایند کافت متفاوت‌اند، اما در آنها فعل یا وابسته‌هایش از همپایۀ اول یا دوم حذف می‌شوند، نشان می‌دهیم آنجا که فعل جمله فاقد پیشوند نفی است، یکی از دو فرایند حذف گروه زمان یا حذف گروه فعلی رخ داده است، اما در ساخت‌هایی که فعل جمله در حضور سازۀ «نه . . . نه» منفی شده است، با پدیدۀ نفی سازه مواجهیم. افزون‌بر این، با تکیه بر شواهد تجربی و بنیادهای نظری استدلال می‌کنیم که در ساخت‌های مورد بحث، سازوکار گذر مشترک، سبب حرکت فاعل‌های همسان به جایگاهی واحد می‌شود و این حرکت خلئی در جمله به‌جای می‌گذارد که در ساخت ظاهری به حذف به قرینه می‌ماند