معماری، عدالت، تاریخنویسی: چهارچوب مطالعۀ تاریخ معماری بر پایۀ پرسش از مفهوم عدالت
نویسندگان
1 استادیار، دانشگاه فنی و حرفهای
doi
10.22052/jias.2022.246349.1049چکیده
بهفراخور مفاهیمی که محور پرسش از تاریخ معماری قرار میگیرد، رویکردها و چهارچوبهای نظریای برای تاریخنویسی شکل گرفته است. «عدالت» یکی از این معانی و مفاهیم است. اگرچه عدالت در سپهر اندیشۀ اسلام و ایران معنایی رفیع دارد و پیوندهای غیرتاریخیِ آن با معماری و علوم مرتبط با آن مورد توجه بوده، بهندرت در مطالعۀ تاریخ هنر و معماری ایران و حتی سایر سرزمینهای اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مقاله بیان چندوچون و چهارچوب تاریخنویسی معماری بر پایۀ عدالت است؛ اینکه چگونه میتوان روایتی دربارۀ عادلانه یا ناعادلانه بودن آثار و افعال معماری در طی ادوار تاریخی مختلف به دست داد؟ پاسخ چنین پرسشی، طرح یک رویکرد یا چهارچوب نظری است. راهبرد یا روش رسیدن به چنین پاسخی راهبرد استدلال منطقی است. برای این منظور لازم است چهار پرسش اصلی دربارۀ مفاهیم کلیدی، پرسش اصلی، شیوۀ پاسخ به پرسشها، آوردهها و نتایج آن چهارچوب و رویکرد مدنظر بررسی و پاسخ داده شود. پژوهش تاریخی حول نسبت عدالت و معماری میتواند به دو طریق پیش رود: ۱. بر مبنای انگاره و تعریفی مفروض از این دو؛ ۲. بر پایۀ شناخت این دو از بستر تاریخی مورد مطالعه. در حالت اول بر مبنای تعریف یا نظریۀ مفروض باید از دادههای تاریخی آن دوره پرسش کرد و در حالت دوم، با کمک روششناسی تاریخ مفهومی باید نخست انگارۀ تاریخی هر دو (عدالت و معماری) را بهدرستی بازشناخت. در مرحلۀ بعد نیز باید میان منظومۀ مفاهیم این دو پیوند برقرار و پرسشهای اصلی را طرح کرد. اگر مفهوم بنیادینِ عدالت را تسهیم و توزیع امور و مفهوم بنیادین معماری را تصرف در عالم برای مکانگزینی بدانیم، پرسش اصلی چنین پژوهشی آن است که آیا تسهیم امور و تصرفات و توزیع مواهب و خیرات مرتبط با مکان و مکانگزینی در فلان دورۀ تاریخی عادلانه بوده است؟ بنا به گستردگی و فراگیری معنای عدالت و در عین حال دلالتِ هنجاری آن، مواردی همچون منشأ اخذ تعریف آن، اقسام معانیِ آن، معیار و مبنای آن و امکان بررسی انتقادی آثار گذشته بر پایۀ آن، همچنین مطالعۀ گستردۀ اسناد زمینهای و جستوجوی ذهنیت عامه مورد توجه خواهد بود.