شناسایی الگوهای ذهنی متخصصان در آموزش سواد بصریِ میراث معماری ایران به کودکان دورۀ ابتدایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران
2 دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران
3 دانشیار، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی
4 استاد، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران
doi
10.22052/jias.2022.245960.0چکیده
این پژوهش در راستای ارتقای آگاهی مخاطبان به ارزشهای میراث معماری ایرانی، سعی دارد به شناسایی و اکتشاف ابعاد و الگوهای غالب ذهنی متخصصان در خصوص «آموزش سواد بصریِ میراث معماری ایران به کودکان» با تأکید بر آموزشهای غیررسمی بپردازد. منظور از سواد بصری میراث معماری ایران، توانایی درک و خوانش ویژگیها و ارزشهای میراث معماری ایرانی است. این پژوهش، از حیث اینکه به استخراج ابعاد و الگوهای ذهنی متخصصان میپردازد، دارای ماهیت اکتشافی است. روش گردآوری دادهها از نوع پیمایشی است. مراحل انجام پژوهش شامل انجام دلفی و تحلیل نتایج آن از طریق تحلیل عامل Q است که در چهار گام با استفاده از نرمافزار SPSS-22 انجام گرفت: ۱. مصاحبه با متخصصان؛ ۲. تحلیل متن مصاحبهها با کدگذاری باز و محوری، تهیۀ جدول هدف-محتوا و پرسشنامۀ محققساخت بر اساس آن؛ 3. پیمایش دلفی در دو مرحله؛ 4. تحلیل عامل Q. جامعۀ آماری پژوهش بهدلیل نو بودن موضوع، شامل متخصصانی از حوزههای معماری، حفاظت از بناهای تاریخی، باستانشناسی، طراحی گرافیک و آموزش کودکان (رسمی و غیررسمی) است. تعداد متخصصان در گام اول شامل 10 نفر از متخصصان بود که به روش گلوله برفی تا اشباع نظری ادامه یافت و در گام پیمایش دلفی شامل 30 نفر از متخصصان بود که به روش هدفمند غیر تصادفی انتخاب شدند. نتایج حاصل از پژوهش پس از تحلیل عاملی نشان داد که 8 دیدگاه غالب در زمینۀ آموزش سواد بصریِ میراث معماری ایران به کودکان، در میان متخصصان وجود دارد که تعیینکنندۀ ابعاد آموزش سواد بصریِ میراث معماری ایران به کودکان نیز هستند. این ابعاد بهترتیب شامل «فراکالبدیـ مفهومی»، «زیباییشناختی»، «میراثیـ حفاظتی»، «ادراک فضایی»، «تعاملیـ گروهی»، «تجربۀ فردی»، «محیط یادگیری» و «بستر فرهنگیـ اجتماعی» هستند. همچنین، الگوهای ذهنی متخصصان متناسب با وجوه متفاوت موضوع، طیفهای متفاوتی از شناخت آثار میراث معماری (معناگرا، زیباییشناختی، میراثیـ حفاظتی و فضانگر)، توجه به یادگیرنده (فردی، تعاملی) و شرایط یادگیری (زمینهای، فرهنگیـ اجتماعی) را شامل میشود. این ابعاد میتواند راهگشای آموزش سواد بصری به کودکان با تمرکز بر روشهای غیررسمی باشد.