معماری و مسیریابی: تحلیل اثر دسترسی بصری بر فرایند مسیریابی در فضاهای اداری
نویسندگان
1 استاد، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی
2 کارشناس ارشد معماری، دانشگاه شهید بهشتی
3 استادیار، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22052/jias.2022.246540.1066چکیده
پژوهش حاضر مسیریابی را در محیطهای پیچیدۀ اداری بررسی کرده است. مسیریابی موضوع پرچالشی است و تحقیقات بسیاری از دهۀ هفتاد میلادی تاکنون بدان پرداختهاند. مرور ادبیات ناظر بر مفهوم مسیریابی نشان میدهد که تاکنون دستهبندی دقیق و جامعی از عوامل مؤثر بر مسیریابی که منتج به ارائۀ الزامات طراحی در محیطهای اداری پرمراجعه شود، ارائه نشده است؛ لذا توجه به عوامل محیطی ـ و بهویژه دسترسی بصری بهدلیل تعامل قوۀ دیداری با سناریوهای رفتار در کاربریهای اداری ـ از محورهای اصلی این پژوهش است. این پژوهش ضمن بازبینی مؤلفههای مؤثر بر مسیریابی و تأکید بر اهمیت دسترسی بصری، به ارزیابی چهار مؤلفۀ گشودگی مسیر، نوع اتصال، عرض مسیر و شکل و زاویۀ تقاطعها در فضای اداری پرداخته است. ارزیابی میزان دسترسی بصری، از طریق مفهوم میدان دید و تحلیل رفتار مسیریابی انجام شده است. این پژوهش از نه نفر از مردان و زنان ناآشنا با یک محیط اداری درخواست نمود تا مسیری تعیینشده در ساختمان اداری شهرداری کرج را طی نمایند. دادهها از طریق پرسشنامه، مصاحبه، مشاهده و روشهای آنالیز میدان دید، جمعآوری و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که عملکرد مسیریابی با دسترسی بصری در محیط اداری، رابطۀ مستقیم دارد؛ بهعبارت دیگر، هرچه میزان همپوشانی سطح دید از نقاط مختلف بیشتر باشد، عملکرد افراد در مسیریابی، سریعتر و خطای ناشی از یافتن مسیر درست کاهش مییابد. همچنین بررسی اولویت افراد در انتخاب گرههایی که بهلحاظ ویژگیهای دسترسی بصری متفاوت بودهاند، نشان داد مسیری که سطح دید و اطلاعات محیطی بیشتری ارائه میدهد، در اولویت انتخاب قرار میگیرد. نتایج پژوهش میتواند الگوی مناسبی برای بازاندیشی مؤلفههای طراحی فضاهای اداری برای طراحان و معماران باشد.