ابوالفیض فیضی و میزان تأثیر او بر نظریۀ «صلح کل» اکبرشاه گورکانی
نویسندگان
1 دانشیارگروه زبان و ادبیات فارسی،دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهیدبهشتی،تهران،ایران
2 دانشجوی زبان و ادبیات فارسی،دانشکده ادبیات و علوم انسانی،دانشگاه شهیدبهشتی،تهران،ایران
doi
10.48308/hlit.2021.101691چکیده
ابوالفیض فیضی(م 1004ق) ملکالشعرای دربار جلالالدین اکبرگورکانی(م 1014ق) یکی از مشاهیر تاریخ و ادب فارسی در شبه قارۀ هند است. خطمشی فکری و باورهای ایدئولوژیک این سخنور بنام همواره از نکات بحثبرانگیز در میان اسناد تاریخی بوده است. اغلب گزارشهای تاریخی با دیدی انتقادی تحت تأثیر عوامل اجتماعی و ایدئولوژیکی، آراء مختلف و حتی متناقضی را در این باب مطرح کردهاند. شکلگیری نظریۀ «صلحکل» و اصلاحات سنتشکنانۀ دورۀ اکبرشاه همزمان با خدمت فیضی در دربار را میتوان اساس گسترش آراء انتقادی و بدبینانه نسبت به فیضی به شمار آورد. عقیدۀ غالب آن است که فیضی برانگیزانندۀ اندیشۀ صلحکل و اغواکنندۀ اکبرشاه برای تغییر دین حاکم بوده است. در این پژوهش، تلاش گردیده تا به شیوهای توصیفی – تحلیلی، آراء نسبت داده شده به فیضی و زمینههای پیدایش صلحکل بررسی و به این پرسش پاسخ داده شود که فیضی برانگیزانندۀ اصلی نظریۀ صلحکل بوده یا عوامل دیگری نیز در این امر دخیل بوده است؟ دستاوردهای پژوهش حاکی از آنست که گرچه حضور فیضی در رواج آزاداندیشی در دربار اکبرشاه که تحت نفوذ متعصبان قرار داشت، بیتأثیر نبوده است، اما عوامل دیگر همچون تساهلگرایی اکبرشاه و شرایط اجتماعی هند در روند شکلگیری صلحکل نقش بنیادیتری دارند.