شناسایی و اولویت‌بندی شاخص‌های دینی مؤثر بر معیشت و رفاه عمومی در اقتصاد اسلامی با روش تحلیل سلسله‌ مراتبی

نویسندگان

1 دانشیار گروه اقتصاد، پژوهشکده علوم اجتماعی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران

2 فارغ‌التحصیل دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی و پژوهشگر اندیشکده قصد

3 دانشجوی دکتری اقتصاد اسلامی، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه قم، قم، ایران

doi
10.30471/iee.2024.9574.2357
چکیده

چکیده گستردهمقدمه و اهداف: یکی از مؤلفه‌های پیشرفت و دغدغه‌های اسلام و در ذیل آن اقتصاد اسلامی پرداختن به معیشت و رفاه عمومی جامعه مسلمین است. دین اسلام درخصوص این مسئله جامعه را به برادری و کمک به یکدیگر دعوت و برای این موضوع مهم ابزارهایی را طراحی کرده است. این ابزارها در قالب فرایض، نوافل و مناسک متجلی شده و به حداقل رساندن فقر و زدودن شکاف طبقاتی و تقریب و الفت قلوب به یکدیگر در جامعه اسلامی منجر می‌شود. ازاین‌رو، احادیث بسیاری راجع به مسئولیت‌های اجتماعی و برطرف کردن نیازهای مؤمن از طریق مواسات، قرض‌الحسنه، انفاق، صدقه، هبه، هدیه، وقف، نذر مطرح شده است. ازسویی‌ دیگر، وجود واجباتی مانند زکات و خمس در کنار مستحباتی همچون مواسات و صدقه و نذر و وقف و انفاق سبب می‌شود طیف وسیعی از جامعه مسلمین با روابط و پرداخت‌های نیکوکارانه، حتی باوجود حکومت‌های نالایق و ظالم، با فقر و تنگدستی کمتر و در نتیجه با گسست اجتماعی کمتری مواجه شوند. هدف این پژوهش عبارت است از استخراج معیارها و ملاک‌‌ها به‌منظور سنجش حد کفاف و توازن رفاه عمومی و دسته‌بندی و رتبه‌بندی آنهاست. طبق آموزه‌های اسلامی برخی از اعمال واجب نیاز به دستیابی به تمکن مالی مورد نظر را دارند و برخی دیگر از اعمال، صرفاً کمک‌های اجتماعی و اخلاقی در جامعه را شامل می‌شوند و برخی امور نیز به عدالت فردی و اجتماعی واحدهای اجتماعی همچون خانواده‌ها و حکمران‌ها در جامعه برمی‌گردد. بدین‌منظور در این مطالعه ملاک‌هایی در سه قالب استطاعت، اعانت و عدالت در حوزه معیشت و رفاه عمومی تعیین می‌شود.روش: در پژوهش حاضر از فرایند تحلیل سلسله‌مراتبی (AHP) استفاده شده است. این روش، مسائل پیچیده را براساس آثار متقابل آنها مبتنی بر نظرات خبرگان بررسی می‌کند و آنها را به شکلی ساده تبدیل نموده و سپس به حل آنها می‌پردازد. بدین‌صورت که با توجه به شاخص‌هایی که تصمیم‌گیرنده تعیین می‌کند (شاخص می‌تواند کمّی باشد یا کیفی)، این روش به‌منظور تصمیم‌گیری و انتخاب یکی از گزینه‌های تصمیم به کار می‌رود. درواقع، این روش زمانی مفید است که عمل تصمیم‌گیری با چند گزینه و شاخص تصمیم‌گیری روبه‌رو باشد. مهم‌ترین قابلیت روش تحلیل سلسله‌مراتبی در توانایی تبدیل ساختار سلسله‌مراتبی یک مسئله پیچیده چند شاخصه به ساختار بسط داده شده، برای درک بهتر تصمیم‌گیرنده از مسئله تصمیم‌گیری است. این روش شامل چهار مرحله است. گام نخست، مدل‌سازی است که طی آن، ارتباط عناصر تصمیم که شامل شاخص‌‌های تصمیم‌گیری و گزینه‌های تصمیم است، به‌صورت سلسله مراتبی مشخص می‌شود. در گام دوم عناصر هر سطح نسبت به سایر عناصر مربوط خود در سطح بالاتر به‌صورت زوجی مقایسه شده و به‌نحوی ماتریس‌های مقایسه زوجی تشکیل می‌شود. بعد از محاسبه وزن نسبی بین عناصر، در گام سوم، وزن و اهمیت عناصر تصمیم برای هر گزینه، از مجموع حاصل‌ضرب هر معیار در امتیاز گزینه مورد نظر به‌دست می‌آید. در گام چهارم نیز با ادغام وزن‌های نسبی، گزینه‌‏های تصمیم رتبه‌بندی می‌شوند. وزن نهایی هر گزینه از مجموع حاصل‌ضرب وزن هر شاخص در وزن همان گزینه به دست می‌آید.نتایج: مبتنی بر یافته‌های این پژوهش معیارهای سنجش معیشت و رفاه عمومی در سه دسته کلی شامل شاخص‌های استطاعت، شاخص‌های اعانت و شاخص‌های عدالت‌محور قرار می‌گیرند. شاخص‌های استطاعت متشکل از شاخص‌هایی هستند که مکلفین موظف بر اجرای آنها هستند؛ همچون شاخص خمس، زکات، حج و جهاد. دسته دوم، شاخص‌های اعانت هستند و شامل آموزه‌های اقتصادی مستحبی و دارای ضرورت مانند مواسات، صدقه، انفاق، وقف و نذر هستند. گروه سوم از معیارها، شاخص‌‌های عدالت‌محور مشتمل بر اعتدال، تبعیض، توازن، کنز و اسراف هستند. براساس نتایج به‌دست‌آمده از نظرات خبرگان و با استفاده از روش تحلیل سلسله‌مراتبی طبق جدول الف، در بخش فریضه زکات، زیرشاخص‌های ریشه‌کنی فقر، نظام‌سازی، رشد رزق جامعه، در بخش فریضه خمس، ایمان به خمس، خدمات اجتماعی خمس و بازتوزیع متوازن، در بخش حج و زیارت، زیارت در سبد خانواده و شاخص عهد، در بخش مجاهدت، تشکیلات جهادی و پویایی جهاد، در بخش اعانت، خدمات وقف و یاریگری و مواسات و در بخش عدالت نیز توازن مواهب و میزان تبعیض بیشترین اهمیت را داشتند. این شاخص‌ها می‌توانند معیار خوبی برای سنجش میزان معیشت و رفاه عمومی و میزان مقید بودن جامعه مسلمان به آموزه‌های اقتصادی اسلام باشند.جدول الف. اوزان نهایی شاخص‌های اصلی و فرعی دینی مؤثر بر معیشت و رفاه عمومیشاخص‌های اصلیوزنزیرشاخص‌هاوزن در زیرگروهوزن نهاییرتبهزکات (استطاعت)228/0تعهد پرداخت081/۰۱۳۵/۰25نظام سازی268/0247/۰9رشد رزق جامعه155/۰187/016حد کفاف خانواده‌093/۰145/۰19ریشه‌کنی فقر321/۰270/05رشد زکات082/۰137/022خمس (استطاعت)  227/0تعهد پرداخت082/۰1364/۰23بازتوزیع متوازن236/۰231/۰12ایمان به خمس289/۰256/۰6خدمات اجتماعی خمس251/0238/۰10رشد سالانه خمس142/۰179/018حج و زیارت (استطاعت)115/0شاخص عهد (تعداد زوار)178/۰143/۰20سفرهای زیارتی161/۰1360/۰24حجم اقتصاد زیارت111/۰112/027زیارت در سبد خانواده551/۰251/07مجاهدت (استطاعت)196/0تشکیلات جهادی541/۰325/۰2جهادگری1/۰140/۰21خدمات جهاد167/۰180/017پویایی جهاد192/۰193/۰14اعانت146/0میزان صدقه061/۰094/۰28مخارج انفاق010/۰038/۰۳۰سرانه تکفل014/۰045/۰29یاریگری و مواسات243/۰188/015اندازه اطعام0۸7/۰113/026خدمات وقف370/۰232/۰11عدالت397/0اعتدال خانواده125/۰22۲/۰13میزان تبعیض231/۰302/۰3توازن مواهب302/۰346/۰1کنز ثروت156/۰248/08حد اسراف۱۸۷/۰۲۷۲/۰۴ بحث و نتیجه‌گیری: در این پژوهش تلاش می‌شود مسئله معیشت و رفاه عمومی از منظر اسلام بررسی و برای سنجش این مسئله شاخص‌ها و سنجه‌هایی طراحی شود. برای طراحی این شاخص‌ها و ملاک‌ها در وهله نخست به واجبات و مستحبات و ساختارهای دین اسلام و قابلیت آنها برای کاهش فقر و افزایش معیشت و رفاه عمومی پرداخته می‌شود. سپس شاخص‌هایی از متن این احکام برای سنجش معیشت و رفاه عمومی استخراج و پیشنهاد می‌شود. براساس‌این، شاخص‌ها در سه نوع شاخص‌های استطاعت و شاخص‌های اعانت و شاخص‌های عدالت دسته‌بندی می‌شود. در ذیل شاخص‌های استطاعت، شاخص‌های فرعی برای اندازه‌گیری فرایضی چون زکات و خمس و حج و نیز مجاهدت طراحی می‌شود. همچنین تحت عنوان شاخص‌های اعانت، زیرشاخص‌هایی برای اعمال و عبادات مستحبی چون صدقه، انفاق، مواسات، نذر و وقف معرفی می‌شود. در پایان نیز شاخص‌های عدالت‌محور با معیارهایی نظیر اعتدال خانواده، تبعیض، حد توازن معیشت، کنز ثروت و حد اسراف طراحی می‌شود. درنهایت شاخص‌ها و زیرشاخص‌ها با استفاده از نظرات خبرگان و از طریق روش سلسله ‌مراتبی اهمیت‌سنجی می‌شوند. براساس‌ این، شاخص‌های عدالت حائز بیشترین اهمیت نسبت به شاخص‌های استطاعت و اعانت شدند. در زیرشاخص‌ها نیز در شاخص‌های استطاعت، به‌ترتیب مؤلفه‌های زکات، خمس، مجاهدت و زیارت، در شاخص‌های اعانت، مؤلفه‌های خدمات وقف، یاریگری و مواسات و اندازه اطعام و در شاخص‌های عدالت نیز توازن مواهب، تبعیض و حد اسراف بیشترین درجه اهمیت را داشتند.