معاصرسازی الگوی مسکن بومی اصفهان بر پایۀ تحلیل روابط غیرشکلی پلان، نمونۀ موردی: خانۀ جنگجویان
نویسندگان
1 پژوهشگر فرادکتری گروه معماری، دانشگاه تربیت مدرس استادیار گروه معماری و طراحی شهری، واحد نائین، دانشگاه آزاد اسلامی،
2 استاد، گروه معماری، دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22052/jias.2022.245859.0چکیده
معماری بومی بهعنوان یکی از مهمترین «اشکال سازماندهی اجتماعی فضا» که فهم آن از طریق درک پیوند میان کالبد معماری و زندگی و فرهنگ جاری در آن ممکن میشود، بخشی از پیوستگی فرهنگیتاریخی معماری ایرانی را تشکیل میدهد که شناخت و بازیابی الگوهای رایج آن میتواند نقش مؤثری در پیشبرد تلاش معمار معاصر در حفظ هویت و اصالت فرهنگی در عین کارآمدی فضا و خلق میراث باارزش برای نسلهای آینده ایفا نماید؛ همچنین معیاری در تشخیص ایرانی و غیرایرانی بودن الگوهای معماری نیز فراهم میآورد. در این راه تأکید میگردد این نگاه بهمعنی بازتولید الگوها و فضاهایی نیست که در روزگار معاصر از آنها عبور شده است بلکه بیشتر بهمعنی فهمیدن نحوۀ ارتباط معماری با انسان و محیط پیرامونش و توسعۀ آن به فضای معاصر است. این پژوهش به روش توصیفیتحلیلی با راهبرد نمونۀ موردی و بهره گرفتن از افزونۀ اسپیس سینتکس سعی دارد ضمن تشریح روابط ریاضی حاکم بر فضا در مفاهیمی چون عمق فضایی، ارزش کنترل، ارزش انتخاب، یکپارچگی و انتروپی، با ارزیابی و تحلیل رابطه بین همنشینی فضاها به کشف مفاهیمی که از معماری گذشته میتواند در معماری امروز نقش ایفا نماید، بپردازد. همچنین با مبنا قرار دادن ارزشهای مورد اشاره و حفظ موقعیت و روابط میان فضاهای مختلف در گراف، یک الگو را به زبان معاصر بیان نماید. نتایج بهدستآمده حاکی از آن است که اگرچه تفاوت ساختاری بین معماری گذشته و معماری معاصر در ضوابط تودهگذاری وجود دارد، میتوان با استفاده از مفصلهای ارتباطی و فضاهای بینابینی، پیکرهبندی فضایی یک الگو را به فضای معماری معاصر تسرّی داد و امکان تداوم هویت معماری گذشته در معماری معاصر را فراهم آورد.