مقایسه رویکردهای پتروفیزیکی و آماری در گونهبندی سنگی: بررسی روشهای جنکس، وینلند و شاخص منطقه جریان در سازند کنگان، خلیج فارس
نویسندگان
1
2
doi
10.22055/aag.2026.50802.2538چکیده
ناهمگنی در مخازن کربناته یکی از چالشهای اصلی در پیشبینی رفتار جریان و ارزیابی کیفیت مخزنی است. سازند کنگان در بخش مرکزی خلیجفارس به عنوان یکی از مهمترین سنگهای مخزنی، نمونهای بارز از چنین ناهمگنی است. در سالهای اخیر، الگوریتم جنکس بهعنوان یک روش آماری مؤثر در علوم مختلف برای شناسایی الگوهای منظم درونی دادهها مورد استفاده قرار گرفته است. در این پژوهش، روش جنکس هم بهصورت مستقل و هم در ترکیب با شاخصهای رایج از جمله روش وینلند و شاخص منطقه جریان ( FZI ) بر روی 483 نمونه کربناته بهکار گرفته شد تا عملکرد آن در تعیین مرزهای بهینه گونههای سنگی بررسی شود. ابتدا، خود روش جهت تعیین مرزهای تراوایی و سپس ترکیب تخلخل و تراوایی استفاده شد. سپس برای تعیین مرز تغییرات اصلی (مرز گونههای سنگی) در روشهای وینلند و شاخص منطقه جریان استفاده گردید. در روش وینلند، بالاترین ضریب تعیین بین تخلخل و تراوایی در کلاس خوب (0.79) مشاهده شد. در روش شاخص منطقه جریان، همبستگی بالایی در کلاسهای بسیار متراکم (0.81) و متوسط (0.68) بهدست آمد. روش جنکس در حالت تک متغیره عملکرد ضعیفی داشت و ضریب تعیین در کلاسها پایین باقی ماند (حداکثر 0.13)، اما در حالت شاخص ترکیبی لگاریتم تراوایی بر تخلخل، یک کلاس محدود توانست ضریب تعیین بالاتری (0.57) ارائه دهد. نتایج نشان داد که روشهای مبتنی بر شاخصهای پتروفیزیکی مانند وینلند و شاخص منطقه جریان توانایی بیشتری در توضیح رابطه تخلخل-تراوایی و گونهبندی سنگی دارند، در حالیکه روش جنکس میتواند به عنوان ابزاری مکمل برای تحلیل دادهها در کنار روشهای پتروفیزیکی استفاده شود.