مقایسه کرم ابریشم وارداتی و داخلی بر مبنای ویژگی های نخ حاصل از پیله های تولیدی نوغانداران گیلان

نویسندگان

1 دانش آموخته کارشناسی ارشد، گروه علوم دامی، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان

2 دانشیار، گروه پژوهشی ابریشم، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان

3 دانشیار، گروه علوم دامی ، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان

4 دانشیار، گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان

doi
10.22124/ar.2024.7392
چکیده

مقایسه هیبریدهای تجاری کرم ابریشم چنانچه بر مبنای صفات پیله باشد تنها منافع نوغانداران را تأمین می­کند. لیکن، توجه به ویژگی­های کمّی و کیفی پیله و نخ ابریشم می­تواند هم منافع نوغانداران و هم ریسندگان نخ را تضمین نماید. در این بررسی، ویژگی­های نخ دوازده هیبرید کرم ابریشم وارداتی و دو هیبرید داخلی در دو منطقه استان گیلان مقایسه شدند. ویژگی­های مورد بررسی شامل وزن، ظرافت، طول و استحکام نخ به­علاوه میزان نخ­دهی یا درصد ابریشم خام بودند. تجزیه واریانس صفات نشان داد که منطقه جغرافیایی، اثر معنی­داری (05/0>P) بر قطر نخ دارد. مقایسه هیبریدهای حاصل از تلاقی مستقیم و معکوس نشان داد که هیبرید مشهور Q×B و B×Q بیشترین تفاوت را دارد که این موضوع می­تواند منافع پرورش­دهندگان و ریسندگان نخ را تحت تأثیر قرار دهد. گروه­بندی هیبریدها بر مبنای تمام صفات نخ و پیله با روش­ WARD منجر به ایجاد سه گروه شد که هیبریدهای ایرانی در یک گروه و هیبریدهای چینی در دو گروه دیگر قرار گرفتند. چون هیبریدهای Q×B  و B×Q و نوترکیب­های آن (BB×QA و QA×BB) در یک گروه بودند، با توجه به عملکرد بهتر نوترکیب­ها به ویژه مشابهت نتاج تلاقی دوطرفه، این هیبریدها می­توانند جایگزین هیبریدهای قدیمی شوند. هیبریدهای M×S و S×M با دارا بودن وزن نخ و نخ­دهی بیشتر نسبت به سایر هیبریدها و مشابهت نتاج تلاقی دوطرفه می­توانند مورد توجه بیشتر قرار گیرند. تفاوت سه کیلوگرمی در عملکرد یک جعبه کرم ابریشم داخلی و وارداتی، معرفی هیبریدهای جدید ایرانی را ضروری می­نماید.