تعهد شرکتهای تجاری فراملی به کاهش انتشار گازهای گلخانهای در چارچوب مکانیسمهای مبتنی بر بازار با تاکید بر رویه قضایی (از رأی جونا گمبر تا آرای مشورتی)
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
2 1دانشجوی دوره دکتری حقوق بین الملل دانشگاه آزاد اسلامی واحد مراغه، ایران.
3 دانشیار پژوهشگاه علوم و فنون هست های تهران، ایران. (نویسنده مسئول)
doi
10.22067/economlaw.2025.93739.1456چکیده
تبدیل «عدم قطعیت علمی» تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای بشری به «اجماع علمی آشکار» به دنبال انتشار چهارمین گزارش هیئت بین الدولی تغییر اقلیم، باعث شد تا نظام بین المللی تغییرات اقلیمی سهم بیشتری از تعهدات اقلیمی را برای بخش خصوصی کنار بگذارد. تدوین اصول راهنمای تجارت و حقوق بشر و اصول پیمان جهانی سازمان ملل متحد موجب قاعده مندی و مسئولیت پذیری بیشتر بخش خصوصی در خصوص حفاظت از محیط زیست گردید. به طوری که استناد دادگاه ناحیه ای هلند در قضیه «میلیودیفنسی علیه شِل» به «ابزارهای حقوق نرم» در کنار توافقنامه های اقلیمی (حقوق سخت)، دادگاه را قادر ساخت تا حکم بر لزوم پایبندی شرکتهای فراملی به تعهدات اقلیمی بدهد. این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از اسناد بین المللی و رویه قضایی به دنبال پاسخ به این پرسش است که شرکتهای تجاری فراملی چه مسئولیت و تعهداتی در زمینة کاهش انتشار گازهای گلخانهای دارند؟ نتایج تحقیق نشان میدهد که در پرتو تحولات حقوقی جدید از جمله فراهم شدن زمینة مشارکت بخش خصوصی در اهداف اقلیمی از طریق سازوکار بازار و اجرای پروژه های توسعه پایدار (ام.دی.اس) با پیش بینی بند (4) ماده 6 توافقنامة پاریس و پیوند دادن نظام بین المللی حقوق بشر با نظام بین المللی تغییرات اقلیمی، مسئولیت جداگانه، فردی و مستقل از دولتها برای شرکتهای فراملی در حال شکل گیری و شناسایی است. یافته های تحقیق نشان میدهد که مراجع قضایی نظیر دادگاههای هلند در پرونده میلیودیفنسی علیه شرکت شل (2021)، کمیسیون حقوق بشر فیلیپین در پرونده بزرگترین تولیدکنندگان کربن (2022) و دیوان آمریکایی حقوق بشر در نظر مشورتی (2025) مسئولیت جداگانه و فردی شرکتهای فراملی را مورد شناسایی قرار داده و با به چالش کشیدن شرکتهای فراملی در دادرسی های سبز، نشان دادند که زمان پاسخگویی شرکتها در قبال تعهدات اقلیمی فرا رسیده است.