تحول قدرت و حاکمیت با نگاهی بر مباحث قدرت شهری
نویسندگان
1 دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
چکیده
«قدرت» و «حاکمیت» از جمله مفاهیم کلیدی و اساسی در اندیشه سیاسی و فلسفی محسوب می شود. مفاهیم فوق الذکر از دوره باستان (نظریات کلاسیک) تا تفکر پست مدرن همواره در بطن توجه اندیشمندان علوم گوناگون قرار داشته است. در این مقاله تلاش شده است تا برای پرسش هایی نظیر اینکه اصولا قدرت در اختیار چه کسانی است و عناصر اصلی قدرت و حکمروایی شهری کدام اند؟ به عبارتی چه کسی یا کسانی بر شهرها حکومت می کنند؟ پاسخی بیابیم که بالطبع با توجه به تحول نظریه های مربوطه و دامنه ی مجادله برانگیز آن در هر دوره تلاش شده است سیر تحول آن در دوره-های گوناگون و تفکر پست مدرن بررسی شود. علاوه بر آن به مباحث و نظریه های قدرت شهری به-صورت اختصاصی توجه شده است. نتایج مطالعات نشان می دهد که قدرت، در آراء متقدمان به صورت پدیده ای قابل مشاهده و ملموس دیده می شد . دوران میانه تفکر غالب بر «الهیات قدرت» دور می زد تا اینکه در دوران مدرن این مفهوم توسط هابز تئوریزه می گردد. در این دوران حاکمیت را عمدتا قدرت مطلق بر می شمردند، اما عمده ترین تغییری که این مفهوم در دوران اخیر بویژه در تفکر پست مدرن به خود دیده است تغییر ماهیت از پدیده ای قابل رویت به پدیده ای نرم بوده است، به-نحوی که خاصیت همه شمول به خود گرفته است. همچنین نظریه های مطالعه قدرت شهری گواه آن است که نظریه رژیم، نزدیک ترین نظریه به رویکرد حکمروایی شهری است