بررسی ادله مخالفان قضاوت زنان از منظر فقه و حقوق موضوعه
نویسندگان
1 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشکده حقوق، الهیات، علوم سیاسی، واحدتبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
2 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشکده حقوق، الهیات، علوم سیاسی، واحدتبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
3 دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق و اندیشه امام خمینی(ره)، دانشکده حقوق، الهیات، علوم سیاسی، واحدتبریز، دانشگاه آزاداسلامی، تبریز، ایران.
doi
10.22034/ejs.2024.452120.1762چکیده
زمینه و هدف: قضاوت زنان از موضوعات مهم و محل اختلاف نظر است. هدف مقاله حاضر بررسی ادله مخالفان قضاوت زنان از منظر فقه و حقوق موضوعه است. مواد و روشها: مقاله حاضر توصیفی- تحلیلی است. مواد و دادهها نیز کیفی است و از فیشبرداری در گردآوری مطالب و دادهها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است. یافتهها: یافتهها نشان داد ادله وارده جهت منع زنان از قضاوت کافی و قانع کننده نمیباشد. لذا عدم صلاحیت زنان جهت قضاوت مورد تردید جدی است و تردیدی نیست که بین حق تمتع و استیفای آن ملازمه وجود ندارد. لذا زن حق قضاوت دارد اگر چه خود انتخاب میکند آیا آن را متصدی شود یا خیر. در اثبات عدم شایستگی زنان دلایل ضعیفی موجود دارد که اشکال دارد و سلب تکلیف دال بر منع حق قضاوت برای زنان نمیباشد. از منظر حقوقی نیز زنان با اینکه امکان اشتغال مقام بازپرس را دارند؛ اما ریاست دادگاه بر عهده مردان است. نتیجه: با دقت در ادله هر دو نظریه میتوان به این نتیجه رسید که در هر صورت قضاوت یک تکلیف است که دارای مسئولیت سنگینی میباشد و رفع این تکلیف برای زنان با توجه وجوب تکلیفی آن برای مردان امتیازی برای زنان محسوب میشود و حکمی امتنانی است نه اینکه تبعیضی در حق زنان صورت گرفته باشد.