تحلیل گفتمان انتقادی سریالهای خانگی (مطالعه موردی سریال آقازاده).
نویسندگان
1 گروه آموزشی علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فرهنگیان
doi
10.22059/jsal.2025.355757.666223چکیده
گفتمانها با بهرهگیری از ابزارهای گفتمانی (مانند رسانهها) و متون گفتمانی مختلف از جمله سریالهای تلویزیونی، به بازنمایی نهادهای اجتماعی میپردازند. دقت به این مهم که در سریالهای تلویزیونی، نهادهای اجتماعی چگونه بازنمایی میشود، چه گفتمانهایی در آن نمود مییابند، روابط بین گفتمانها چگونهاند و این گفتمانها به کدام فرایندهای نهادی و به کدام فرایندهای اجتماعی تعلق دارند، مسألهای است که تحقیق حاضر سعی دارد با بررسی یکی از سریالیهای محبوب ایرانی (سریال آقازاده) به آن پاسخ دهد. در راستای پاسخ به این مسئله از نظریات نورمن فرکلاف بهعنوان چارچوب مفهومی استفاده شد و برای گردآوری و تحلیل دادهها نیز از روش تحلیل گفتمان انتقادی استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان میدهد که این مجموعه سریال بیانگر تقابل گفتمانی بین دو گفتمان دنیاگرایی اقتصادمحور و گفتمان دینی عدالتمحور است. محور اصلی این تقابل گفتمانی، عدالت است. این سریال با نشاندادن پیروزی گفتمان دینی عدالتمحور، گفتمان بهتر و برتر در راستای برقراری عدالت را معرفی میکند. برای رفع این نزاع اجتماعی، گفتمان دینی عدالتمحور از طریق متون گفتمانی (سریال آقازاده) برتری گفتمان خود را به اثبات رسانده و سوژهها (والدین و جوانان) را به گفتمان خود فرا میخواند. استراتژی که این گفتمان با استفاده از آن به استیضاح سوژهها میپردازد، استراتژی «امید به آینده» است. در این استراتژی، گفتمان مذکور با استفاده از چنین متونی سوژهها را امیدوار میسازد که فساد اقتصادی آقازادهها ریشهکن خواهد شد و با نشاندادن این امر، سوژهها را به گفتمان خود فرامیخواند و به آنها قوّت قلب میدهد.