روایت خرد محور و قدرت محور بازپیوند قهرمان در قصّه‌های ایرانی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

doi
10.30465/lir.2021.37716.1366
چکیده

این پژوهش به خوانش کهن­الگویی قصّه­های ایرانی و بررسی فرآیند فردیّت و چگونگی رخدادهای شکل­دهنده به این فرآیند پرداخته­­است. پرسش این­است­که؛ در طی فرآیند فردیّت، روند پیوند قهرمان با آنیما و آنیموس چگونه است؟ با تحلیل محتوای متن قصّه­های ایرانی ابتدا نمود کهن­الگوها را یافتیم و سپس دو مرحله­ای بودن فرآیند فردیّت آشکارشد که دوگونۀ تحقّق خردمحور و قدرت‌محور داشت. یافته­ها نشان­می­دهند؛ من (قهرمان) یا بخش آگاه و دیگر اجزای ناخودآگاه روان چون؛ آنیما، آنیموس، پیرخرد و سایه، پیوندهای پیچیده­ای دارند. سایه همجنس قهرمان و جزء ناشناخته، سرکوب­شدۀ و چالش‌آفرین روان ­است. رخدادهای پروسۀ فردیّت بر بنیاد چالش­آفرینی­های سایه برای قهرمان رخ­می­دهد و قصّه­ها هم با ساختار دو بخشی و گاه قصّه­درقصّه و همانند فرآیند فردیّت هم دو مرحلۀ پیوند و بازپیوند دارند که در جستار پیشِرو به آن پرداختیم. افزون بر آن، دو روایت زنانه و مردانه از روند تحقق فردیّت داریم؛ در روایت خردمحور زنانه؛ قهرمان با راهنمایی و یاریگری پیرخرد و تکیه بر خردورزی بر سایه پیروز می­شود و به آنیموس می­پیوندد و اغلب پس از شکست سایه، او را می­بخشد و می­پذیرد. در روایت قدرت‌محور مردانه؛ قهرمان همچنان از راهنمایی و یاریگری پیرخرد برخوردار است، ولی با تکیه بر قدرت و جنگیدن رویاروی بر سایه غلبه­می­کند و اغلب سایه را می­کُشد و گاه می­راند.