ناآگاهی تاریخی و زوال جایگاه عقاید دینی در اندیشه امروزین ایرانشهری
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ دانشگاه تهران
doi
10.22111/jhr.2015.2506چکیده
تقریباً عمدة روشنفکران ایران که در حوزة اندیشة امروزین ایرانشهری قلم زدهاند، عقاید دینی را بسان روشنفکران اروپایی سنت روشنگری، عامل واپسماندن قلمداد میکنند. در تاریخ معاصر ایران، عرفیگرایی دوران مشروطیت، بناپارتیسم رضاشاهی، چپگرایی و لیبرالباوری در دورة محمدرضا شاه و حتی ملیگرایی مستقل که میراث دکتر محمد مصدق بود، نمودهایی از چنین روند و باوری به شمار میآیند؛ اما بررسی تاریخ مدرن ایران که همزاد با تاریخ مدرن اروپا در نظر گرفته میشود، نشان از همنشینی دولت با دین دارد که از سر ضرورت بوده و با اصل مصلحت دولت الفت یافته است. در نظر نگرفتن این ضرورت و مصلحت سبب شده که اندیشة ایرانشهری با وصف همة پویاییهایی که در نظریهپردازی و زمینهسازی برای آزادیخواهی، قانونگرایی، مردمسالاری و ... در روزگار معاصر داشته، نتواند منظومههای فکری مترقیانهای برای تنظیم مؤثر روابط دولت و دین در دوران کنونی بیافریند و در حقیقت، در روند تأثیرگذاری بر مناسبات سیاسی کشور تا حد زیادی بازمانده است. این مقاله که تنظیم روابط دین و دولت را در تقویت قدرت دولت ملی در ایران مهم میداند، چرایی نادیده گرفته شدن چنین ضرورتی را مسأله مهمی در نظر میگیرد که میتواند پاسخهای متعددی داشته باشد. مقاله به عنوان یک ایده و صورتبندی تازه، «ناآگاهی اندیشهوران امروزین ایرانشهر از پیوند تاریخی سیاست با عقاید دینی» را علت مهمی دانسته و آن را مورد بررسی قرار میدهد.