نظریۀ سیاسی استبداد منوّر در ادبیات پس از مشروطه (از 1285 ه.ش. تا 1310 ه.ش.)

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی و تربیت بدنی، دانشگاه گنبد کاووس، گلستان، ایران. mona_alimadadi@yahoo.com

doi
10.30465/lir.2021.36355.1302
چکیده

هر چند که نظام مشروطه، با هدف جبران عقب‌ماندگی، اصلاح امور و پیشرفت و اعتلای کشور در سطح جهانی، در سال 1285 ه.ش. استقرار یافت، اما دیری نپایید که با شکست مواجه شد و کشور را در هرج و مرج، آشوب سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بی‌سابقه‌ای فرو برد. در این شرایط بود که روشنفکران ایرانی تنها راه برون رفت از بحران‌های پی در پی را در روی کار آمدن «دولت مقتدر ملی/ استبداد منور» دیدند. آنان از طرح این اندیشه دو هدف را دنبال می‌کردند: نخست آنکه با روی کار آمدن دولت مقتدر، ایران بتواند شکوه گذشتۀ خود را باز یابد؛ دوم آنکه در سایۀ دولت مقتدر، اصلاحات اساسی در جهت تجدد و پیشرفت کشور صورت گیرد و جایگاه آن در جهان اعتلا یابد. در این مقاله، نگارنده بر آن بوده است تا با کندوکاو در ادبیات آن روزگار، گرایش برخی از شاعران و نویسندگان ایرانی را به استبداد منور/ دولت مقتدر ملی با هدف بازگرداندن ایران به شکوه باستانی خود و نیل به تجدد نشان دهد. آنچه از این پژوهش حاصل شد آن بود که گرایش به استبداد منور به چهار صورت در ادبیات این دوره نمود یافته است: 1. ابراز نگرانی از نابسامانی‌های پس از مشروطه. 2. انتقاد از تحقق نیافتن شعارها و اهداف مشروطه‌خواهان. 3. آرزوی برآمدن حکومت مقتدر برای سامان دادن به امور کشور. 4. ناسیونالیسم.