مبانی معرفت‌شناختی دانش اقتصاد اسلامی «ارزش شناخت»

نویسندگان

1 دانشیار، گروه اقتصاد اسلامی، دانشکده نظام‌های اسلامی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، قم، ایران

doi
10.30471/iee.2023.9413.2338
چکیده

ارزش شناخت یکی از محورهای اصلی و مهم مباحث معرفت‌شناسی است که به‌صورت مستقیم در روش‌شناسی دانش تأثیرگذار است. پرسش اصلی این است که چگونه می‎توان شناخت‌های درست، حق و صادق را از پندارهای نادرست، باطل و کاذب بازشناخت؟ ارزش شناخت مشتمل بر دو نظریه صدق و توجیه است. این مقاله درصدد تبیین و مقایسه تطبیقی نظریۀ صدق و توجیه در فلسفه دانش اقتصاد متعارف و دانش اقتصاد اسلامی و نتایج و الزامات آن در روش‌شناسی این دانش است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که جریان اصلی دانش اقتصاد متعارف در نظریۀ صدق «مطابقت‌گرای تجربی» و در نظریه توجیه «مبناگرای تجربی» است؛ گرچه برخی فیلسوفان اقتصادی به تبعیت از تحولاتی که در معرفت‌شناسی در فلسفه و فلسفه علم در غرب رُخ داد، نظریاتی همچون عمل‌گرایی و انسجام‌گرایی و هرج و مرج‌گرایی را به‌عنوان نظریه صدق یا توجیه مطرح کرده و برگزیدند. این درحالی است که فیلسوفان اسلامی بالاجماع، در نظریۀ صدق «واقع‌گرای مطابقت‌گرا» و در نظریه توجیه «مبناگرای عقل‌گرا» هستند. در ادامه، مبتنی بر این دو نظریه در فلسفه اسلامی، چگونگی ارزشیابی گزاره‌های دانش اقتصاد اسلامی در چهار رشته مذهب، نظام، نظام‌سازی و علم اقتصاد اسلامی تبیین شده است.