ایران زمین در تاریخنگاری ایلخانان و ممالیک
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ دانشگاه شیراز
doi
10.22111/jhr.2014.2049چکیده
قرن هفتم و هشتم هجری، دورة رشد و بالندگی تاریخ نگاری در ایران و جهان اسلام است. در آستانة قرن هشتم، دولت ایلخانی در ایران پس از سالها کشمکش و درگیری میان طرفداران شیوة صحراگردی و غارتگری(مغولها) و مدافعان مدنیّت و تمرکزگرایی سیاسی (ایرانیان)، به مرحلهای از ثبات و آرامش نسبی رسید. اسلام آوردن غازان دولت ایلخانی را نیز در شمار دولتهای جهان اسلام قرار داد. این دوره، همچنین شاهد ادامة جنگهای خارجی ایلخانان با همسایگان آنان به ویژه سلاطین مصر و شام است که از ابتدای تأسیس دولت ایلخانی آغاز شده بود.به این ترتیب جنبش تاریخنگاری، در ایران و دیگر مناطق جهان اسلام به ویژه در مصر و شام، به مناسبات خارجی دولتهای اسلامی توجه ویژهای نمود. تاریخنگاران ایرانی در این دوره با رویکردی جدی به ایران، جایگاه ایران زمین در تاریخ و محدودة جغرافیایی آن را مورد توجه قرار دادند. احیای این نگرش که از زمان فردوسی تا این زمان بیسابقه بود، به بازخوانی تاریخ روابط ایران و اعراب در برخی از متون و منظومههای تاریخی انجامید. هم زمان، مورخان عرب مانند قلقشندی و عمری نیز از ایران به عنوان کشوری مستقل نام برده و دولت ایلخانی را در امتداد پادشاهیهای باستانی این سرزمین قرار دادند. در این پژوهش با توجه به انعکاس منازعات ایلخانان و مملوکان در منابع تاریخی، به تفسیر رویکرد مورخان ایرانی و عرب در مورد مفهوم ایران زمین و تحلیل این منابع از منظر هویت ایرانی پرداخته میشود.