هنجاریابی مقیاس اندازه گیری یادگیری چابک به مثابه یک شایستگی رهبری در محیط کار
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
2
3 دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
doi
10.22055/edus.2025.46933.3603چکیده
پژوهش حاضر با هدف مطالعه یادگیری چابک به عنوان یک شایستگی رهبری در محیط کار و هنجاریابی مقیاس اندازهگیری آن انجام شده است. مرور ادبیات پژوهش بیانگر این بود که مطابق با نظریهی (2000) Eichinger and Lombardo، یادگیری چابک در چهار بعد چابکی ذهنی، چابکی تغییر، چابکی انسانی و چابکی نتایج قابل شناسایی است. و دیگر مولفههای مرتبط با یادگیری چابک را میتوان در درون این چهار بعد اصلی قرار داد. جامعهی آماری پژوهش متشکل از کارکنان یکی از شرکتهای دولتی در شهر تهران بود که با توجه به جدول Krejcie and Morgan (1970) تعداد 217 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شده و به صورت تصادفی و با روش نمونهگیری طبقهای متناسب با حجم انتخاب شدند. به منظور هنجاریابی پرسشنامه، ابتدا پرسشنامهی یادگیری چابک Gravett and Caldwell (2016) که شامل 25 گویه بود، توسط پژوهشگران ترجمه شد و پس از تأیید روایی صوری و محتوایی آن توسط صاحب نظران، با روش نمونهگیری طبقهای متناسب با حجم بین مشارکت کنندگان در پژوهش توزیع و تکمیل شد. نتایج تحلیل دادهها نشان داد که روایی سازه مقیاس مذکور، با بهرهگیری از تحلیل عاملی مرتبه اول و دوم، در تمامی گویهها به جزء هفت گویه (9، 20، 7، 3، 10، 2 و 23)، از بار عاملی قابل قبولی با بعد مربوط به خود برخوردار بوده و مورد تائید میباشند. همچنین، تمام ابعاد مقیاس ترجمه شده ضرایب همبستگی معناداری داشته و از بار عاملی قابل قبولی با یادگیری چابک برخوردار بودند (96/ 1 t≥). به علاوه، ابعاد چابکی انسانی و چابکی نتایج بیشترین ضریب همبستگی و ابعاد چابکی تغییر و چابکی نتایج کمترین ضریب همبستگی را با یکدیگر داشتند. درنهایت، نتایج ضریب آلفای کرونباخ نشان داد که مقیاس یادگیری چابک و تمامی ابعاد آن از پایایی مطلوبی برخوردار میباشند.