تزاحم منافع بانک و جامعه در نظام سرمایه‎داری مبتنی بر مدیریت پول بر مبنای آراء هایمن مینسکی و ارائه دلالت‎هایی برای اقتصاد ایران

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران

2 کارشناس مرکز پژوهش‌های مجلس

doi
10.30471/iee.2023.8985.2281
چکیده

در این پژوهش توضیح داده شده است که تلقی اقتصاد متعارف از بانک به‎عنوان نهاد واسطه‎گر وجوه، ضمن عدم‎تطابق با واقعیت بیرونی، تحلیل نوسانات پولی و نابسامانی‎های اقتصادی متعاقب آن را دچار کژتابی می‎کند؛ امّا در نگاه بدیل، نهاد بانک به‎عنوان مهم‎ترین بازیگر نظام پولی، قدرت خلق منعطف اعتبار دارد. سؤال مشخص پژوهش حاضر آن است که آیا می‎توان گفت در ساخت فعلی نظام پولی و بانکی، منافع بانک و جامعه، در تزاحم با یکدیگر هستند.برای پاسخ به این سؤال، روش کتابخانه‎ای و اسنادی استفاده شده و سرانجام این نتیجه حاصل شده است که بانک نهادی است که می‎تواند هزینه‎های مرتبط با بسط منعطف و بی‎قاعده اعتبار را برون‎سازی کرده و منافع اقتصادی آحاد جامعه را تحت‎تأثیر قرار داده و درمقابل، منافع حاصل از خلق منعطف اعتبار را نصیب خود کند. این نتیجه مهم، بر پایه تبیین مینسکی از پویایی روابط بانک و بنگاه به‎دست ‎آمده است. در نگاه وی، سازوکارهای درونی اقتصاد سرمایه‎داریِ مبتنی بر مدیریت پول و به‎ویژه نحوه تعامل بنگاه و بانک باعث می‎شود که «ثبات زمینه‎ساز بی‎ثباتی شود».نتیجه پژوهش حاضر آن است که اولاً تزاحم منافع بانک و جامعه، خروجی طبیعی فهم غیرواقع‎بینانه دانش متعارف اقتصادی از «بانک» است و ثانیاً مصادیق این تزاحم در سه مقطع زمانی تکرارشونده قابلمشاهده است: 1. پیش از بروز نشانه‎های اولیه بحران پولی و بانکی؛ 2. پس از بروز نشانه‎های اولیه بحران و 3. بروز بحران فراگیر و سرایت آن به دیگر بخش‎های اقتصاد.