آگاهی تاریخی و کارکرد آن در شکلدهی به هویت ایران دوره ساسانی
نویسندگان
1 استاد گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22111/jhr.2014.1973چکیده
در میان مؤلفههای چندلایه و ترکیبی هویتی ایران دوره ساسانی، آگاهی و تعلق تاریخی یکی از مهمترین آنهاست که کمتر در پژوهشهای مربوط به این عصر بدان توجه شده است. این عنصر هویتی در دوران پیشا ساسانی نیز وجود داشت، اما در این دوره با توجه به نگرش و ایدئولوژی سیاسی ـ دینی ساسانیان و دادن رنگ و لعاب عامدانه به آن و حرکت در جهت مشخص و تعریف شده، اهمیت بیشتری یافت؛ زیرا از نظر مؤسسین سلسله، با اهتمام به این و اسطورههای ایرانی، نوعی آرمان اجتماعی و سامان فکری در جامعه به وجود میآمد و باعث یگانگی و همدلی طبقات مختلف مردم میشد. به عقیده ساسانیان، در کنار دین زردشتی، آگاهی و تعلق مشترک تاریخی یکی از عناصر اصلی برقراری وحدت و همبستگی اجتماعی در قلمرو «ایرانشهر» بود که موجب ایجاد نوعی «هم پندار گرایی تاریخی» در میان آنان میگشت. شکلگیری این آرمان از همان دوران اولیه روی کار آمدن خاندان ساسانی و اردشیر قابل ملاحظه است. هدف از این پژوهش باستناد به منابع و روش توصیقی- تحلیلی اثبات این آگاهی تاریخی است.