بررسی امکان‎ تکوّن دانش اقتصاد در پارادایم اسلامی

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)

doi
10.30471/iee.2023.9052.2290
چکیده

اعتبار بحث از نظام اقتصادی اسلام با چالش‎های نظری در دو سطح امکان تحقق و کیفیت تکّون مواجه است. در مقاله پیش‎رو، این دو چالش با استناد به مبانی اندیشه اسلامی مورد کاوش قرار گرفته و پاسخ داده شده است. اسلام و حاکمیت برانگیخته از آن، یک کل نظام‎مند بوده و شامل زیرنظام‎های متنوع از جمله نظام اقتصادی است و هنگام تحقیق درباره هر یک از اجزای اسلام، باید جزء مورد نظر را در درون آن کل مطالعه کرد. دراینجا این سؤال مطرح می‎شود که آیا این موضوع در مورد زیرنظام‎ها نیز صادق است؟ رویکردهای مطالعاتی مربوط به اقتصاد اسلامی چیست و چه وضعیتی را ترسیم می‎کند؟به نظر نگارنده، اقتصاد اسلامی مجموعه‎ای از ایده‎ها در حوزه‎های متنوع است و برای اینکه به‎صورت چارچوب منسجم علمی درآید، لازم است با رویکردی جامع و نظام‎مند مورد توجه واقع شود؛ وگرنه رویکردهای تک بعدی− هرچند ارزشمند− نیل به مقصود را از دسترس خارج می‎کند. پیش از بررسی این موضوع، لازم است به این پرسش پرداخته شود که آیا اساساً اقتصاد اسلامی امکان تحقّق خارجی دارد؟ غالباً گفته می‎شود که اقتصاد علمی اثباتی است؛ ولی اسلام شامل آموزه‎های هنجاری می‎باشد؛ ازاین‎رو همان‎گونه‎که فیزیک با وصف اسلامی بی‎معناست، اقتصاد نیز چنین است. فرضیه ما این است که اقتصاد اسلامی کاملاً ممکن و شدنی است و با روشی نوین به اثبات آن خواهیم پرداخت؛ بنابراین متون علمی مرتبط با اقتصاد اسلامی می‎تواند شکل گرفته، به‎تدریج گزاره‎های این علم به محک آزمون درآید و سپس در مسیر اجرا قرار گیرد.