بازکاوی حقوقی داستان سیاوش در شاهنامه در پرتو سنجه‌های دادرسی دادگرانه

نویسندگان

1 دکترای حقوق کیفری و جرم شناسی از دانشگاه تهران و مدرس گروه حقوق دانشگاه کردستان.

2 دانش‌پژوه دوره دکتری حقوق کیفری دانشگاه تهران

doi
10.30465/lir.2020.30560.1133
چکیده

شاهنامه نه‌تنها یک اثر سترگ ادبی است، بلکه بخش بزرگی از فرهنگ و هویّت ایرانیان به شمار می‌آید. تحلیل و تفسیر این اثر با رویکردهای میان‌رشته‌ای و با بهره‌گیری از دانش‌های گونه‌گون، خاصّه علوم جنایی، می‌تواند منجر به نوزایی آن شود و شناختی دوچندان و ریشه‌ای را از زوایای مختلف برای خوانندگان ایجاد کند. هستی‌شناسیِ حقوقی جهانِ شاهنامه ما را با مفاهیم و نهادهای حقوقی و شبه‌حقوقی ایران قدیم آشنا می‌سازد و این آشنایی، در اصل خوانش و دریافتی از تاریخ حقوق ایران محسوب می‌شود. از این رو، با واکاوی داستان سیاوش در این جستار بر آن شده‌ایم که چگونگی انجام دادرسی کیفری را در شاهنامه بررسی کنیم و فرآیند رسیدگی به اتهام سیاوش را از دریچه ارکان دادرسی منصفانه وارَسیم؛ تا میزان نزدیکی آن دادخواهی را با یک دادرسی دادگرانه بسنجیم و نیز، زوایای مختصری از شیوه رسیدگی کیفری در ایران قدیم را آشکار سازیم. بر این اساس، داستان را با تکیه بر بررسی «اصل برائت»، «یگانگی نهاد تعقیب و تحقیق» و «آزمون وَر» سنجیده‌ایم و زوایای باریک‌بینانه‌ی آن‌ها را با چگونگی دادرسی سیاوش تطبیق داده و تفسیر کرده‌ایم.