ارزیابی نظام پولی مبتنی بر ذخیره جزئی با معیار کارایی و عدالت
نویسندگان
1 دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی
doi
10.30471/iee.2022.7930.2133چکیده
یک پرسش بنیادین در مقام بررسی نظام پولی آن است که «چه نهادی باید حق خلق پول داشته باشد؟». پاسخ نظام پولی متعارف و مسلط در جهان (نظام ذخیره جزئی)، توزیع حق خلق پول میان نهاد حاکمیتی بانک مرکزی و بانکهای تجاری است؛ اما این «پاسخ تاریخی»، یک «انتخاب عمومی» مبتنی بر تصمیمگیری جمعی است (و نه یک انتخاب فردی مبتنی بر بهینگی). در دهههای گذشته، اقتصاددانان مشهوری همچون سیمونز، فیشر، فریدمن و توبین از زوایای مختلف به نقد نظام پولی مبتنی بر ذخایر جزئی پرداخته و برقراری ذخیره قانونی کامل را توصیه کردهاند. در میان اقتصاددانان مسلمان نیز منذرقحف، محسنخان، میرآخور، دلالی و الجرحی چنین دیدگاهی دارند. در مقاله حاضر، نخست با استفاده از روش مطالعات اسنادی، پشتوانه نظری نظام پولی ذخیره کامل و آرای مشهورترین حامیان آن بررسی و سپس مهمترین نقدهای وارد بر نظام مبتنی بر ذخیره جزئی از منظر کارایی و از منظر عدالت تشریح میشود از نظر کارایی مهمترین نقدهای وارد بر نظام ذخیره جزئی عبارتند از: تشدید شوکهای پولی و نوسانات اقتصاد کلان، افزایش ریسک ورشکستگی بانکها، لزوم افزایش مداخلات دولت و مقرراتگذاری پیچیده، عدم تخصیص بهینه منابع ناشی از نبود تقارن اطلاعات در بخش مالی و بانکی، و افزایش مستمر بدهیهای عمومی و خصوصی. نقدهای وارد بر این نظام از نظر عدالت بدینشرح میباشند: اعطای قدرت تصمیمگیری در مورد مهمترین کالای شبه عمومی به بنگاههایی با انگیزه خصوصی، نهادینه ساختن ربا (بهره) در قراردادها و مبادلات مالی، نقض عدالت توزیعی (انتفاع انحصاری بانکداران در مقابل تحمل بار شکست توسط عموم جامعه) و انتقال مالکیت داراییها بدون مراعات قواعد حقوق مالکیت مشروع.