رویکردی شناختی به کلاناستعارة عشق در اشعار شیرکو بیکس
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان انگلیسی و زبانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج، ایران
2 استادیار گروه زبان انگلیسی و زبانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج، ایران
3 دانشجوی دکتری زبانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج، ایران
4 استادیار( مدعو) گروه زبان انگلیسی و زبانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج، ایران
doi
10.30465/lir.2020.31240.1152چکیده
در این جستار با تکیه بر مفهوم شناختی استعاره، نگارنده قصد دارد کلان استعارة عشق را در اشعار شیرکو بیکس، شاعر کُرد معاصر بررسی کند. دادههای پژوهش، اشعار موجود در کتاب مجموعه شعر اینک دختری سرزمین من است (2011) میباشد که در آن استعارههای کلان و مفهومیِ متعدد و مختلفی مشاهده میشود. اینکه عشق چگونه در اشعار بیکس نمود پیدا میکند و چگونه استعارههای مفهومی خُردِ موجود در روساخت این اشعار توسط استعارة کلان عشق انسجام یافتهاند، سوالات اصلی پژوهش میباشند. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریة استعارههای مفهومی لیکاف و جانسون (1980) و نظریات کووچش (2010)، و به روش استنباطی- تحلیلی صورت گرفته است و نگارش آن برپایة شیوة کتابخانهای میباشد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که اولاً عشق مفهومی بارز در اشعار بیکس میباشد و همچنین، استعارههای خُرد به کار رفته در روساخت این آثار داری زیرساختی پایهای به نام کلاناستعارة عشق هستند که در سراسر متن موج میزند.