تبیین شکل های اجتماعیِ فرم ستیزه در منتخبی از نمایشنامه‌های محمد یعقوبی بر پایۀ آرای گئورگ زیمل

نویسندگان

1 استادیار گروه کارگردانی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس

2 گروه کارگردانی تئاتر، دانشکده هنر و معماریف دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

3 فارغ التحصیل ادبیات نمایشی دانشگاه سوره

doi
10.22059/jsal.2024.364538.666265
چکیده

این مقاله سعی دارد تا با تمرکز بر آرای جامعه‌شناسی گئورک زیمل، سازوکار و شکل‌گیری فرم ستیزه در منتخبی از نمایشنامه‌های محمد یعقوبی را مورد مطالعه قرار دهد. ستیزه، به عنوان یک فرم تعامل اجتماعی، سنتز عناصری است که همواره هم برعلیه هم و هم برای هم کارکرد دارند. از این رو، این مقاله سعی دارد تا با تأکید بر فرم ستیزه از منظر زیمل به این پرسش پاسخ دهد که این مفهوم چگونه در روابط شخصیت‌های نمایشنامه‌های محمد یعقوبی شکل گرفته است؟ به نظر می‌رسد مفهوم ستیزه در این نمایشنامه‌ها در ساختاری دوگانه و تقابلیِ طبیعت/فرهنگ آشکار شده است و در ستیزه‌ای که میان روابط شخصیت‌ها بروز پیدا می‌کند، به مثابۀ یک فرم ارتباطی نمود روشن‌تری پیدا می‌کند. این فرم تعاملی، شکلی از وحدت و تعادل در نوشتار را نیز برمی‌سازد. فرومی که در ساحت تقابل‌های زنانه/مردانه عینیت می‌یابد. از این رو، این مقاله، نخست مفهوم و کارکرد فرم ستیزه با تأکید بر آرای زیمل را می‌کاود، سپس با روش تحلیلی‌ـ‌توصیفی به تحلیل و تطبیق این فرم در نمایشنامه‌‌های مورد نظر خواهد پرداخت.