شازده احتجاب: تاکسیدرمی زمان و تاریخ
نویسندگان
1 دانشیار جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
2 دانشجو دکتری جامعهشناسی نظری-فرهنگی، گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jsal.2024.378874.666321چکیده
این مقاله در نظر دارد به واسطه مطالعه ژانر رمان، و به صورت خاص رمان شازده احتجاب اثر هوشنگ گلشیری شکلی از تاریخنگاری را مورد مطالعه و نقد قرار دهد که به صورت مشخص نه تاریخنگاری است و نه داعیه تاریخنگاری دارد. به این منظور، با آوردن مقدماتی نشان دادهایم که ادبیات و بصورت خاص رمان، و در این مقاله رمان شازده احتجاب چگونه شکلی از تاریخنگاری محسوب میشود. تاریخنگاریِ رمان یا به بیان بهتر رمان-تاریخنگاری نه بازتاب یا بازیابی گذشتة عینی و تاریخ مشخص، بلکه این شکل از تاریخ-نگاری را به واسطه صورتبندی زمانی-مکانی«کرونوتوپ» درونی اثر ادبی مورد مطالعه قرار دادهایم. بر این اساس از نظریات میخاییل باختین در مقاله اقسام زمان و پیوستار زمانی-مکانی در رمان، به عنوان نگاه نظری و از مقاله حماسه و رمان به عنوان سنجة تحلیل شکل تاریخنگاری استفاده کردهایم. بر این اساس، شکل زمانی-مکانی شازده احتجاب نشان میدهد که این داستان و به واسطه آن تاریخنگاری حاصل از آن بر محوری از زمانی ایستا، بدون تغییر و حرکت استوار شده است.