سایهی اَبَرگفتمان "بازگشت به خود" بر شکلگیری "اسطورهی معماریِ مشروعیتخواه" در ایران معاصر
نویسندگان
1 گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه خاتم، تهران، ایران
2 گروه آموزشی معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه خاتم، تهران، ایران
doi
10.22059/jsal.2024.365039.666268چکیده
نوشتار پیش رو حول یک پرسش بنیادین در رابطه با معماری یک سدهی اخیر ایران شکل گرفته است: چرا آثاری که در آنها به نحوی ارجاع به گذشته مشاهده میشود از مشروعیت بیشتری در نگاه متخصصین و قدرتهای سیاسی این دوران برخوردارند. طرح چنین پرسشی، کاوشی جامعهشناختی در لایههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و زیستی را الزامآور میکند. در مسیر پیشبردِ پژوهش، مؤلفهای تحت عنوان «بازگشت به خویش از طریق ارجاع به گذشته»، به مثابه اَبَرگفتمانی که اقلیم اندیشهای جامعه را در سیطرهی خود در آورده به وضوح خودنمایی میکند. این گفتمانِ کلان همچون مرکز ثقلی قدرتمند، فضای اجتماعی و سیاسی ایران را به تولید خُردگفتمانهایی گذشتهگرا، توسط سه قدرت سیاسیِ حاضر در این دوران هدایت کرده و نیروی آن به قدری است که حتی تجدد و تجددخواهی را به سلطهی خود در آورده است. در این میان معماری به مثابه رسانهای برای انتقال این پیام به جامعه، دچارِ همین گذشتهگرایی شده است و فراگیری این نگاه، آن را به مرجعی اسطورهای برای کسب مشروعیت حداکثری بدل کرده که سنگینی آن، فضای بروز گفتمانها و ظرفیتهای دیگر را تنگ کرده و به حاشیه رانده است. این پژوهش بنیادین و نظری، سعی دارد با مطالعه نظاممندِ مفاهیم برآمده از گفتمان تولیدی قدرت در جامعه، مبتنی بر تحلیلی از بستر پارادایم انتقادگرایی، به سطوح زیرین مناسبات قدرت در ایران یک قرن اخیر گذر کرده تا از خلال آن تصویری روشن از چگونگی برآمدن "اسطوره معماری مشروعیتخواه" در معماری معاصر ایران ارائه دهد.