شمس و طغرا، سازگاری در پیوند و پیکار کهنه و نو
نویسندگان
1 استادیار گروزبان و ادبیات فارسی ، دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.48308/hlit.2021.100758چکیده
نخستین رمان تاریخی فارسی، شمس و طغرا (کرمانشاه: 1288-1289ش./1327-1328ق.) اثر محمدباقرمیرزاخسروی (1266-1338ق.)، در زمان سلغریان روی میدهد و فضایی فراهم میآورد تا در شش زمینۀ روابط زبانی و بینامتنی، گونۀ ادبی، نظام روایتگری، شخصیتپردازی، زمان و مکان و سیاست و سازگاری پیکاری میان اندیشهها، شگردها و شکلهای کهنه و نو دربگیرد. مسئلۀ اصلی اینجاست که در جریان شکلگیری ادبیات نوین فارسی، شمس و طغرا چه چایگاهی دارد؟ آیا اثری نوگراست یا همچنان پایبند سنت؟ آیا میتوان نگارش آن را گشودن راهی تازه در فضای داستاننویسی فارسی دانست؟ از یکسو، با وجود همۀ نوگراییها باز هم ساخت شکلی تازه همچون سیاحتنامۀ ابراهیم بیگ زینالعابدین مراغی ممکن نیست زیرا که اثر فاقد قهرمانی مسئلهدار است. اما از سوی دیگر، تصویر دنیای معاصر نویسنده به شکلی دیگر بر رویدادها بازتابانده شده و از خلال آن، تعارضات موجود در جامعه بازنمایی شده است؛ تعارضاتی که با سازگاری یکسویه به فرجام میرسد. در واقع، اگرچه رمان تاریخی شکلی تازه برنمیسازد اما آیینهای است در مقابل دنیای معاصر. در مجموع تقریباً در همۀ زمینههایی برشمرده، پیکارها بر پیوندها میچربند و شمس و طغرا را نمیتوان اثری نوگرا دانست.