مدلسازی رفتار انتخاب رشته و نقش اطلاعات بازار کار در آن؛ یک فراتحلیل
نویسندگان
1 گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد
2 گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد
3 استادیار پژوهشی گروه اقتصاد اسلامی پژوهشکده مطالعات اسلامی در علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد
4 پژوهشگر اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف
5 پژوهشگر اقتصاد
doi
10.30471/iee.2020.6366.1899چکیده
انتخاب رشتۀ تحصیلی از نظر فردی یکی از مهمترین تصمیمهای زندگی و از منظر نظام آموزشی و بازار کار، یک فرایند مهم اجتماعی و اقتصادی است. با توجه به آثار این تصمیم، مدلسازی آن، تشخیص عوامل مؤثر بر انتخاب رشته و تعیین وزن عوامل مختلف، تعیین میزان بهینگی انتخابها از منظر نیازهای بازار کار و سرانجام طراحی و ارزیابی روشهای رفع عدم تطبیق رشتۀ تحصیلی− شغل، یک حوزۀ بسیار مهم پژوهشی است؛ امّا این حوزۀ پژوهشی در ایران بسیار مغفول بوده و از نظر چارچوب تحلیلی و روش دچار عقبماندگی است. به همین دلیل این سؤال که چه چارچوبهای مدلسازی، روشهای تحقیق و سیاستهایی برای رفع مسئله عدم تطبیق رشته−شغل وجود دارد، بهعنوان مسئله محوری پژوهش انتخاب و بر همین اساس مطالعات پیشین دستهبندی و تحلیل شد. بهطورکلی سه رویکرد کلان در مدلسازی رفتار انتخاب رشته شناسایی شد: رویکرد مدلسازی انتخاب، رویکرد سرمایهگذاری در سرمایه انسانی و رویکرد عدم تطبیق. بررسی پژوهشهای تجربی براساس هر سه رویکرد و تمام روشهای شناساییشده نشان میدهد که همواره یک انحراف جدی بین برآیند رفتار انتخاب رشته و نیازهای بازار کار وجود دارد. طبق نتایج فراتحلیل، این انحراف، در طول زمان و بین کشورهای مختلف و حتی بین کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه به صورت جدی وجود داشته است. به همین دلیل مداخلههای سیاستی مختلفی برای رفع این معضل صورت گرفته است که در بخش پایانی این مقاله شناسایی، دستهبندی و تحت عنوان روشهای رفع عدم تطبیق رشتۀ تحصیلی شغل ارائه شدهاند.