ارزیابی تحلیلی فرایند تبدیل علم به کومادیتی و تحلیل رویکرد متعارف اقتصاد علم از منظر اسلامی
نویسندگان
1 استادیار گروه اقتصاد دانشگاه قم
2 دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه قم
doi
10.30471/iee.2020.6040.1851چکیده
همتراز قرار دادن امور و مفاهیم مختلف با کالاهای فیزیکی اقتصادی فرایندی است که از شکلگیری دانش اقتصاد متعارف آغاز شده است. در این فرایند که از آن به کومادیتیسازی تعبیر میشود، بهتدریج همه امور و مفاهیم شمایلی بازاری به خود میگیرند تا بتوان آنها را در بستری بازاری مورد مبادله قرار دهند. از مفاهیمی که در نیمه دوم قرن بیستم عنوان کومادیتی را به خود گرفت، دانش است. این نوشتار با شیوهای تحلیلی و در بستر فلسفه اقتصادی به نگارش درآمده است و با نگاهی انتقادی به فرایند کومادیتیسازی دانش پرداخته است. بازاریسازی علم، تبدیل علم به کومادیتی و ساماندهی نظام دانش مبتنی بر اصل فایده شخصی و خواست و سود تولیدکننده و مصرفکننده نگاهی نادرست است که نقشی برای دیگر ساحات بشری قائل نیست و دانش را منقطع از دیگر رسالتهای اجتماعی آن، پیش خواهد برد. نادیدهانگاری تفاوت ماهوی دانش با کالاهای فیزیکی، اتفاقاتی چون مخاطرات اخلاقی، جهتدهی به انگیزه عوامل دانش و اقتصادیسازی انگیزهها و درنتیجه تبدیل فضای دانشورزی به فضای بازاری را رقم میزند؛ درحالی که دانش بهعنوان ناظری بر عملگرهای اجتماعی، با نگاهی کلان و راهبردی به ارزیابی مسیر حرکت اجتماع میپردازد، قرار گرفتن آن بهعنوان عاملی پیرو نسبت به عملگرهای بازاری، درواقع راهبری اجتماع را به صرفه اقتصادی و منطق سوداگری منتقل میکند. اسلام، مبتنی بودن سازوکار تولید، انتشار و کاربست دانش بر انتفاع پولیِ عوامل اقتصادی از مجرای بازار را موجه نمیداند و از طریق تمرکز بر انگیزههای غیرمادی، سرزنش انگیزههای صرفاً مادی تولیدکنندگان دانش، تقدم رتبی تولید علم بر کاربست علم و از همه مهمتر وجوب تولید و انتشار علم، نظام ارزشگذاری رویکرد متعارف اقتصاد علم را نفی میکند.