نسل «اُمّی» در تمدن نوین اسلامی

نویسندگان

1 دانشیار تاریخ وتمدن اسلامی، پژوهشکده مطالعات تمدنی و اجتماعی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، ایران

doi
10.22034/rcdir.2025.536676.1196
چکیده

این مقاله در پاسخ به این پرسش که جایگاه توده‌های مردم در معماری تمدن نوین اسلامی چیست، به بازخوانی نقش «نسل اُمّی» می‌پردازد. پژوهش با عبور از تلقی رایج «اُمّی» به‌مثابه بی‌سوادی، آن را همچون نماد معرفت غیرمکتوب و کنشگری برخاسته از سرشت پاک انسانی بازتعریف می‌کند. مقاله با ارائه یک مدل تحلیلی، استدلال می‌کند که «فطرت الهی»، به‌منزله موتور محرک، ظرفیت تمدن‌ساز این نسل را در دو مسیر فعال می‌سازد: نخست، مسیر «حکمت عملی» فردی، که در آن خلوص و تزکیه نفس به معرفت شهودی و تأثیرگذاری اخلاقی در جامعه منجر می‌شود؛ دوم، مسیر «کنش جمعی»، که در آن فطرت سالم توده‌ها در پیوند با رهبری الهی، به بصیرت عمومی و خیزش‌های تاریخ‌ساز، مانند انقلاب اسلامی می‌انجامد. یافته اصلی پژوهش آن است که نسل اُمّی، به‌واسطه ریشه داشتن در فطرت، نه عنصری حاشیه‌ای، بلکه «بنیان» و «اصل» در تمدن نوین اسلامی است و فهم این جایگاه، برای تحقق یک تمدن مردمی و اصیل، ضرورتی انکارناپذیر دارد.