مطالعه میدانی و آزمایشگاهی اثر نوع قیر امولسیونی و دانهبندی چیپسیل اجرا شده روی روسازی بتن غلتکی
نویسندگان
1 پردیس فنی و مهندسی، دانشکده مهندسی عمران، دانشگاه یزد
2 پردیس فنی و مهندسی، دانشکده مهندسی عمران، دانشگاه یزد
doi
10.22034/jcee.2020.10783چکیده
در صنعت روسازی در دهه اخیر در کشور به توسعه کاربرد سیمان در روسازیها توجه بیشتری شده است، یکی از مشکلات سطح رویههای بتن غلتکی کندهشدن سنگدانههای سطحی و پوستهشدن سطح آن است، هدف از انجام این مطالعه تعیین دانهبندی مصالح سطحی و نوع قیر مناسب برای بهبود عملکرد رویههای بتنی غلتکی است. بنابراین میزان کندهشدن دو نوع سنگدانه ریز و درشتدانه از سطح رویه بتن غلتکی به عنوان متغیر کنترلی در این تحقیق انتخاب شد و در این راستا آزمایش جاروب برای کنترلکندهشدن سنگدانهها استفاده شد. یکی دیگر از عوامل مؤثر در کندهشدن سنگدانه میزان چسبندگی قیر است، از اینرو آزمایش بیرونکشیدگی سنگدانهها از دو نوع قیر امولسیون و قیرامولسیون اصلاحشده با پودر لاستیک نیز انجام شد. در این آزمایش میزان انرژی لازم برای کندهشدن سنگدانهها از سطح چیپسیل بهدست آمد. همچنین برای بررسی بافت درشت چیپسیل از آزمایش پخش ماسه استفاده شد، در مقیاس میدانی نیز نمونههای چیپسیل نیز بر روی بتن غلتکی اجرا شد و نتایج در بازه زمانی چهار ماهه بررسی گردید. نتایج نشان میدهد، با افزایش قیر مصرفی عمق بافت درشتدانه در چیپسیل به مقدار 2 درصد کاهش مییابد. استفاده از پودر لاستیک در قیر امولسیون در آزمایش بیرون کشیدگی باعث افزایش ایجاد کشسانی در قیر به میزان 5/2 برابرمیشود. با ریزتر شدن دانهبندی میزان کندهشدن سنگدانهها بهطور متوسط 14 درصد کاهش مییابد. در بررسی میدانی، بعد از پردازش تصویر مشخص شد که 70 درصد سطح بافت ریزدانه سالم باقیمانده ولی بافت درشتدانه تقریباً از بین رفته و تنها 40 درصد آن باقیمانده است.