خوانش حداقلی در عرفیسازی علوم قرآن و حدیث، و پیامدهای تمدنی آن در جامعه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی, دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
10.22034/rcdir.2026.548284.1200چکیده
این پژوهش با هدف تبیین تأثیر خوانش حداقلی بر عرفی سازی علوم قرآن و حدیث، و پیامدهای تمدنی آن انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و با تحلیل متون اولیه دینی و منابع جامعهشناسی انجام شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که خوانش حداقلی، با تکیه بر مدرنیته نشان دادن جوامع، به تقلیل نقش اجتماعی رشته علوم قرآن و حدیث انجامیده است. ازسوی دیگر، مواجهه با فرایند عرفیسازی، رشته علوم قرآن و حدیث را با خطر تقلیلگرایی روششناختی مواجه میسازد. در مقابل، عرفیسازی خلاق به منزله راهبرد بدیل پیشنهاد شده است. نتایج پژوهش، حاکی از آن است که خروج از بنبست کنونی، مستلزم اتخاذ رویکردی حداقلی است، که شامل بازخوانی روششناختی درباره ارزشهای نهفته در روششناسی مدرن میشود. این رویکرد با تلفیق مفاهیم تزکیه (بهمنزله زیرساخت اخلاقی)، اخوت (بهمثابه چهارچوب انسجام اجتماعی)، و عقد (معادل ساختار حقوقی و حکمرانی تمدنی)، ارکان به هم پیوستهای را تشکیل میدهند که انسجام اجتماعی در تمدن برپایه آنها استوار است. این مسیر نهتنها تعارضی با مدرنیته ندارد، بلکه الگویی از تعامل سازنده بین دین و تمدن جدید ارائه میدهد.